گنجور

 
بیدل دهلوی
 

دل از نیرنگ آگاهی به چندین پیشه می‌افتد

گره از دانه چون واشد به دام ریشه می‌افتد

دو تا شو در خیال او که سعی‌ کوهکن اینجا

کشد تا صورت شیرین به پای تیشه‌ می‌افتد

ندارد محفل دیر و حرم پروانه‌ای دیگر

به‌ هر آتش همان یک شوق حسرت‌پیشه‌ می‌افتد

ز درد ناقبولیهای اهل دل مشو غافل

که می هم ناله دارد تا ز چشم شیشه می‌افتد

ندانم کیست خضر مقصد آوارگیهایم

که هر جا می‌روم راهم همان در بیشه‌ می‌افتد

بنای عشق تعمیر هوسها برنمی‌دارد

نهال شعله‌ گر آبش دهی از ریشه می‌افتد

به این‌ کلفت نمی‌دانم‌ که بست اجزای مضمونم

که از یادم گره در رشتهٔ اندیشه می‌افتد

تحیر بال و پر شد شوخی نظارهٔ ما را

چو دل آیینه ‌گردد پر تماشا پیشه می‌افتد

به هر جا نرگست از جیب مستی سر برون آرد

شکست رنگ صهبا دربنای شیشه می‌افتد

جهان از پرتو عشقت چراغان شد که هر خاری

به‌ شمعی می‌رسد، چون آتش اندر بیشه‌ می‌افتد

چنان در بیستون سینه‌ گرم‌ کاوشم بیدل

که خون از ناخن من چون شرار از تیشه میا‌فتد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.