گنجور

 
بیدل دهلوی
 

خواری ‌ست به هرکج‌ منش از راست‌ روان بحث

بر خاک فتد تیر چو گیرد به‌کمان بحث

گویایی آیینه بس است از لب حیرت

حیف است شود جوهر روشن ‌گهران بحث

تمکین چقدر خفت دل می‌کشد اینجا

کز حرف بد و نیک ‌کند کوه ‌گران بحث

با تیشه چرا چیره شود نخل برومند

با خم شده قامت مکن ای تازه‌جوان بحث

ماتمکدهٔ علم شمر مدرسه کانجاست

انصاف به خون غوطه‌زن و نوحه‌کنان بحث

گر بیخردی ساز کند هرزه ‌زبانی

بگذارکه چون شعله بمیرد به همان بحث

آن‌کیست‌که گردد طرف مولوی امروز

یک تیغ زبان دارد و صد نوک سنان بحث

از جوش غبار من و ما عرصهٔ امکان

بحری‌ست‌ که چیده‌ست ‌کران تا به ‌کران بحث

دل شکوهُ آن حلقهٔ‌ گیسو نپسندد

هرچندکند آینه با آینه‌دان بحث

با خصم دل تیغ بود حجت مردان

زن شوهر مردی‌ که‌ کند همچو زنان بحث

بیدار شد از نالهٔ من غفلت انصاف

گرداند به حیرت ورق خواب‌ گران بحث

جمعیت‌گوهر نکشد زحمت امواج

بیدل به خموشان نکنند اهل زبان بحث

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.