گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
بیدل دهلوی
 

این انجمن چو شمع مپندار جای ماست

هر اشک در چکیدنش آواز پای ماست

جان می‌دهیم و عشرت موهوم می‌خریم

چون‌گل همان تبسم ما خونبهای ماست

روشن نکرده‌ایم چو شبنم درین بساط

غیر از عرق‌که آینهٔ مدعای ماست

طرح چه آبرو فکند قطره ازگهر

ما رفته‌ایم و آبلهٔ پا به جای ماست

دامن‌فشانتر ازکف دست تجردیم

رنگی‌که جز شکست نبندد حنای ماست

ویرانی دل این همه تعمیر داشته‌ست

نه آسمان غبار شکست بنای ماست

درآتش افکنند و ننالیم چون سپند

خودداری که عقدهٔ بال صدای ماست

در قید جسم‌، ساز سلامت چه ممکن است

این خاک سخت تشنهٔ آب بقای ماست

از فقر سر متاب‌کز اسباب اعتبار

کس آنچه در خیال ندارد برای ماست

پیشانیی‌که جز به در دل نسوده‌ایم

بر آسمان همان قدم عرش‌سای ماست

آیینهٔ خودیم به هرجا دمیده‌ایم

این طرفه‌ترکه جلوهٔ او رونمای ماست

بیدل عدم ترانهٔ ناموس هستی‌ایم

بیرون پرده آنچه نیابی نوای ماست

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرداد قصری فر در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

وزن شعر مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
و بخر آن مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف است که به اشتباه درج شده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.