گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۲۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

زخم تیغی ز تو برداشته‌ام همچو هلال

ریشه‌واری‌ به ‌نظر کاشته‌ام همچو هلال

قانعم زین چمنستان به رگ و برگ ‌گلی

از تبسم لبی انباشته‌ام همچو هلال

عاقبت سرکشی‌ام سجده فروشیها کرد

در دم تیغ سپر داشته‌ام همچو هلال

نشود عرض ‌کمالم‌ کلف چهرهٔ عجز

در بغل آینه نگذاشته‌ام همچو هلال

سقف‌ کوتاه فلک معرض رعنایی نیست

از خمیدن علم افراشته‌ام همچو هلال

ناتوانی چقدر جوهر قدرت دارد

آسمان بر مژه برداشته‌ام همچو هلال

بیدل از هستی من پا به رکاب است نمو

شام را هم سحر انگاشته‌ام همچو هلال



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر