گنجور

 
بیدل دهلوی
 

بس که از شادابی خطت شد این گلزار سبز

خاک می‌گردد چو ابر از سایهٔ دیوار سبز

زبن هوا گر دانهٔ تسبیح‌ گیرد آب و رنگ

می‌شود چون ریشه‌های تاکش آخر تار سبز

می‌نماید بی‌نسیم مقدم جان‌پرورت

سبزهٔ این باغ‌، چون رگ‌، بر تن بیمار سبز

نخل عجزم‌، آبیارم التفاتی بیش نیست

می‌توان کردن مرا از نرمی گفتار سبز

خرمی در طینت مردم به قدر غفلتست

دارد این آیینه‌ها را شوخی زنگار سبز

جزوها را تابع‌ کیفیت‌ کل بودنست

سنگ ‌هم در شیشه می‌غلتد چو شد کهسار سبز

صورت خاکیم و دام اعتباری چیده‌ایم

ریشهٔ ما را دمیدن می‌کند ناچار سبز

بهرهٔ تحقیق از تقلید بردن مشکلست

خضر نتوان شد،‌ کنی‌ گر جامه و دستار سبز

ساز و برگ عشرت از بار تعلق رستن است

سرو را آزادگیها دارد این مقدار سبز

چون خط پرگار هستی حلقه در گوشم کشید

کرد آخر گرد خود گردیدنم زنار سبز

عالمی را دستگاه از مرگ غافل کرده است

بنگ دارد هرچه می‌بینی در این‌ گلزار سبز

عارضش از سایهٔ گیسو به خط غلتیده است

برگ گل کم می‌شود بیدل به زهرمار سبز

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.