گنجور

 
بیدل دهلوی
 

تیغ در دست است یار از جیب بیرون آر سر

صبح شد بی‌پرده از خواب ‌گران بردار سر

فال آهنگ شهادت زن که در میدان عشق

هست بی‌سعی بریدن پای بی رفتار سر

در محیط عشق‌کافسون شهادت موج اوست

چون حباب از الفت تن بایدت بیزار سر

از زبان بینوای شمع می‌آید به‌گوش

کای حریفان نیست اینجا عافیت دربار سر

ای فلک در دور چشم و ابروی آن فتنه‌جوی

از مه نو ناخنی پیداکن و میخار سر

می‌نشاند بال قمری سرو را در زیر تیغ

گر کند با قامت او دعوی رفتار سر

دهر اگرگلخن شود سامان عیش من‌کجاست

یاد رخسار توام داده‌ست در گلزار سر

از گزند خلق دل فارغ ‌کن و آسوده باش

چند باید داشت باب‌ کوفتن چون مار سر

وضع همواری مده از دست اگر صاحب‌دلی

نیست اینجا سبحه را جز بر خط زنار سر

بر نتابد وادی تسلیم ما گردنکشی

همچو نقش پا در این ره می‌شود هموار سر

اهل دنیا را ز جست‌وجوی دنیا چاره نیست

می‌کشد ناچار کرکس جانب مردار سر

در جهان بی‌نیازی جز شهادت باب نیست

شمع‌سان چندان که مقدورت بود بردار سر

حاصل ‌کار شکفتنهای ما آشفتگی است

غنچه را بعد از دمیدن می‌شود دستار سر

با کدامین آبرو گردن توان افراختن

همچو شمعم‌ کاش باشد یک بریدن وار سر

جوش بحر بی‌نیازی تشنهٔ اسباب نیست

چون‌ گهر بی‌گردن اینجا می‌دهد بسیار سر

اشک مژگان است بیدل برگ ساز این چمن

می‌نهد هر غنچه بر بالین چندین خار سر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.