گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
بیدل دهلوی
 

مشرب عشاق بر وضع هوس تنگی‌کند

عالم عنقا به پرواز مگس تنگی کند

واصل مقصد ز خاموشی ندارد چاره‌ای

چون به منزل آمد آواز جرس تنگی کند

سیری از شوخی ندارد طفل آتش‌خوی من

اشک را کی در دویدن‌ها نفس تنگی کند

انتظار بیخودی ما را جنون پیمانه‌ کرد

خلق مستان از شراب دیررس تنگی کند

بوی‌گل در رنگ دزدد بال پرواز نفس

باغ امکان بی‌تو از آهم ز بس تنگی‌کند

دیده بی رویت ندارد طاقت تشویش غیر

آن‌چه بر گل واشود بر خار و خس تنگی‌کند

بی‌دماغ دستگاه مشرب یکتایی‌ام

خانهٔ آیینهٔ ما بر دو کس تنگی کند

کیسه‌پردازان افلاس از فضولی فارغند

بی‌گشادی نیست‌گر دست هوس تنگی‌کند

عالمی را الفت جسم از عدم دلگیر کرد

بر قفس پرورده بیرون قفس تنگی کند

چون سحر بیدل من و هستی تعب پیراهنی

کز حیا بر خویش تا بالد نفس تنگی کند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: بیدل نشر نگاه
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.