گنجور

 
مجیرالدین بیلقانی

ای شاه! یاور تو درین غم خدای باد

طبع تو شاد و تیغ تو عالم‌گشای باد

هر جا که رخت جاه و جلال تو افگند

آنجای عیش خانه و دولت سرای باد

این رنج دل که در تو رسید از قضای حق

بدخواه ملک و خصم ترا جان گزای باد

ای سایه تو بر سر دین سایه همای

فر تو در زمانه چو پر همای باد

در قید خدمت تو و با طوق بندگیت

در ملک روم قیصر و در هند رای باد

گرچه ز بوستان تو یک شاخ کم شدست

این کم شدن مبارک و دولت فزای باد

ور گوهری ز کان تو کم کرد روزگار

این هر سه دانه در گرامی به جای باد

هر دولتی که دور فلک راست در نهان

قسم تو چرخ صولت خورشید رای باد

فرسوده باد دشمن ملک تو زیر خاک

فرق جلال و قدرت تو چرخ سای باد

عمر تو باد بیشتر از عمر آسمان

وین رفته را مقام، بهشت خدای باد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کمال‌الدین اسماعیل

نو باوۀ درخت شریعت بجای باد

نور جمالش از دل ما غم زدای باد

شهباز ملّتست و کنون چشم باز کرد

فرّش خجسته سایه، چو پرّ همای باد

بر شاخسار منبر طوطیّ خوش نواست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه