گر به عالم درد فرقت را همی درمان بدی
آنچه دشوارست بر ما از فراق آسان بدی
بیشتر دلها تواند خورد اندوه فراق
راحتی بودی اگر دلها همه یکسان بدی
ور نبودی تلخی فرقت پس از روز وصال
آدمی اندر وصال دوستان سلطان بدی
در جهان کس نیست کو داغی ندارد از فراق
کاج فرقت را هزاران داغ دل بر جان بدی
گر بدیدی زانچه من دیدم ز فرقت صد یکی
کوه خارا از تحمل عاجز و حیران بدی
کاج از درد عزیان شربتی خوردی فلک
تا زمین را از فغانش هر زمان افغان بدی
گر مرا از رفتگان غم نیستی بر جان و دل
پای من از خرمی بر تارک کیوان بدی
بر دل من غصه ها از فرقت ایشان نشست
غصه کی بودی مرا گر نه غم ایشان بدی؟
ور نه زین میدان خاکی گوی بردندی برون
گوی من با خرمی پیوست در میدان بدی
چنبر گردون ز هم بگسستمی از رنج دل
گر مرا یک روز بر گردون دون قزمان یدی
نیست از روی خرد این درد را درمان پدید
آه خوش بودی اگر این درد را درمان بدی
زخم پشتا پشت بر دل باز خورد از غم مرا
نیک بشکستی ازین غم گر همه سندان بدی
فضل ایزد داشت ما را اندرین انده صبور
صعب بودی گر نه فضل و رحمت یزدان بدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درد و رنج ناشی از فراق و جدایی اشاره میکند. او میگوید اگر دمی یا راهحلی برای درمان این درد وجود داشت، فراق برای او آسانتر میبود. او به این نکته اشاره میکند که درد فراق بر دلها تاثیر میگذارد و اگر همه دلها به یک اندازه آسیبپذیر بودند، شاید این وضعیت قابل تحملتر بود. شاعر به تلخیهای جدایی پس از وصال اشاره کرده و از این که هیچ کس در جهان نیست که بدون داغ فراق باشد، افسوس میخورد. او درد و غم ناشی از جدایی را چنان عمیق توصیف میکند که حتی کوهها نیز از تحمل آن عاجز میشوند. در نهایت، شاعر به فضل و رحمت الهی اشاره میکند که به او کمک کرده تا در این اندوه صبور بماند و بدون آن رحمت، زندگی بسیار سختتر میبود.
هوش مصنوعی: اگر در دنیای غم فراق، به ما کمک میکردی، آنچه برای ما در جدایی سخت و دشوار است، برایت راحت و آسان میبود.
هوش مصنوعی: بیشتر دلها قادر به تحمل غم جدایی هستند، اگر احساس آرامش کنی، این در صورتی است که همهی دلها یکسان میبودند.
هوش مصنوعی: اگر تلخی جدایی پس از روز ملاقات وجود نداشت، انسان در کنار دوستانش مانند پادشاهی زندگی میکرد.
هوش مصنوعی: در دنیا هیچکس نیست که از درد جدایی رنج نبرده باشد، زیرا این جدایی هزاران ناراحتی و دل شکستگی را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: اگر تو هم آنچه را که من در جدایی تجربه کردهام میدیدی، در مییافتی که یک صد کوه سنگین و سخت هم از تحمل آن درد ناتوان و حیران میشوند.
هوش مصنوعی: کاج به خاطر درد و غم عزیان نوشیدنیای را چشید که آسمان را واداشت تا هر لحظه به خاطر فریاد او به زمین ناله کند.
هوش مصنوعی: اگر از رفتن عزیزان غم کمتری دارم، این شادابی و خوشحالی من باعث میشود که دل و جانم همچنان سرزنده باشد و بر افق آسمان بدرخشد.
هوش مصنوعی: دل من پر از غصه و درد شده است به خاطر جدایی از آنها. اگر غم آنها نبود، من هم هیچ غمی نداشتم.
هوش مصنوعی: اگر از این میدان غبارآلود بیرون نروی، من با شادی و نشاط در این میدان بدی ارتباط برقرار کردهام.
هوش مصنوعی: اگر بتوانم از درد دل خود رهایی یابم و به دور گردون بیفتد، دوست دارم که در یک روز بر روی گردون پایین دنیای قزمان باشم.
هوش مصنوعی: این درد را نمیتوان با عقل و خرد درمان کرد. ای کاش میتوانستی راهی برای درمان این درد پیدا کنی.
هوش مصنوعی: زخمها یکی پس از دیگری بر دلم نشستهاند و غم مرا به شدت میآزارد؛ اگرچه هر چه قدر هم که بر این غم بیفزایی، به خوبی آن را شکستهای.
هوش مصنوعی: نعمت و فضل خداوند شامل حال ما شده و در این روزهای سخت و دشوار، صبر و استقامت ما مدیون رحمت و لطف الهی است. اگر این نعمتها نبود، تاب آوردن در این مشکلات بسیار سختتر میشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باش تا آگه کند شه را ازین نابخردی
انتقام ایزدی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.