مکن ای دوست دوای من دلریش بده
پرده زین بیش مدر بوسه ازین بیش بده
به دل و جان بخرم بوسه ولی ترسم از آن
که تو گویی که بیا جان و دل از پیش بده
نعمت حسن ترا چشم بد اندر طلب است
هان و هان قسمت درویش به درویش بده
چونکه دانم ندهی بوسه مرا از پی آنک
مردمی کن ز پی رغم بداندیش بده
چون مجیر از گره زلف تو دیوانه شده است
از سر زلف گشایی کن و بندیش بده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوق خود میخواهد که به او بوسهای ببخشد و از او میخواهد که پرده از محبت خود برگیرد. او ترس دارد که معشوق پس از دادن بوسه، دلش را پس بگیرد. شاعر به جمال محبوب اشاره میکند و میگوید که زیبایی او باعث حسادت و چشمبدی دیگران میشود. او در نهایت از معشوق درخواست میکند تا زلفهایش را باز کند و او را از دیوانگی نجات دهد.
هوش مصنوعی: ای دوست، داروی من را به من نده، چون دل من در آتش است. بیشتر از این پردهپوشی نکن و بیشتر از این بوسه نده.
هوش مصنوعی: من با عشق و تمام وجودم یک بوسه از تو میخواهم، اما میترسم که تو از من بخواهی که جان و دل را هم بدون هیچ قید و شرطی تقدیم کنم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و نعمت تو، مورد حسادت دیگران قرار گرفته است. بنابراین، ای دوست، فکری برای درویشها کن و لطف و بخشش خود را به آنها بده.
هوش مصنوعی: میدانم که بوسهای به من نخواهی داد، اما از این بابت آزرده خاطر نخواهم شد، بلکه از تو میخواهم که انسانی و با محبت باشی.
هوش مصنوعی: چون مجیر (عاشق) به خاطر گرههای زلف تو دیوانه شده است، لطفاً از گرههای زلف خود را باز کن و به او آزادی بده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.