گر ترا راحت جان می گویم
آشکارا نه نهان می گویم
من ترا جان و دل ای عهدشکن
از میان دل و جان می گویم
به غمم شاد شوی می دانم
غم دل با تو از آن می گویم
گرچه گویم که دلم زان تو نیست
می شنو کان به زبان می گویم
به یقین از تو به دل بر خطرم
سخن جان به گمان می گویم
من و وصلت ز کجا تا به کجا؟
خفته ام یا هذیان می گویم
دوش گفتی که مجیر آن من است
این به گستاخی آن می گویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق و متناقض خود نسبت به معشوق میپردازد. او به معشوق میگوید که رابطهاش با او بسیار پیچیده است و در عین حالی که از جدایی و غم گله دارد، نمیتواند احساسات واقعیاش را پنهان کند. او به یادآوری عهدی که با معشوق داشته میپردازد و در عین حال از ترس و تردیدهایش نسبت به این رابطه میگوید. شاعر همچنین به گفتگویی که اخیراً با معشوق داشته اشاره میکند و در تلاش است تا بیان کند چگونه حتی در کلماتش نیز معانی عمیق و گاهی متناقض وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی راحتی و آرامش روحیات را بدست آوری، واضح و از روی صداقت صحبت میکنم، نه به صورت پنهانی.
هوش مصنوعی: من به تو، ای کسی که وعدهات را شکستی، از صمیم قلب و جانم سخن میگویم.
هوش مصنوعی: میدانم که از غمم خوشحال میشوی، اما به خاطر تو از درد دلم صحبت میکنم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه میگويم که دل به تو ندارم، باید بدانی که حقیقتاً از زبانم این سخن را میگویم.
هوش مصنوعی: من به طور یقین نگران دل خود هستم و سخنانی که جانم را تحت تأثیر قرار میدهد، فقط به گمان مطرح میکنم.
هوش مصنوعی: من از کجا تا به کجا به تو رسیدم؟ آیا خوابم یا اینکه در حال هذیان گفتنم؟
هوش مصنوعی: شب گذشته گفتی که او همه چیز من است و من به خاطر این بیپروا حرف میزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.