باد چون طره آن جان جهان درشکند
فتنه بینی که در عقل و روان در شکند
دل بر آتش نهم آن لحظه که آن عهدشکن
بر مه نو زره مشگفشان در شکند
عهد کرد او که خورد خونم و می ترسم از آنک
بشکند عهد و مرا کام به جان در شکند
گرچه بسیار کمانش بکشم آخر کار
تیر مژگانش مرا همچو کمان در شکند
در غمش زان سخن خویش نگویم که مرا
سخن از شرم خیالش به زبان در شکند
زلف بشکست چو دل در غم او بست مجیر
تا دل خسته او را به میان در شکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم جدایی معشوق سخن میگوید. او به توصیف تأثیرات منفی این جدایی بر عقل و روان میپردازد و حسرت و آتش درون خود را بیان میکند. شاعر از قول معشوق به عهدهای که بر گردن دارد اشاره میکند و میترسد که این عهد شکسته شود. او همچنین به زیباییهای معشوق و تأثیر زلف و مژگانی که دلش را میشکند، اشاره میکند و در نهایت به شکسته شدن دل و زلف در غم معشوق میرسد.
هوش مصنوعی: چنانچه باد، موهای زیبای جان را پریشان کند، آنگاه خواهی دید که این آشفتگی چگونه بر عقل و روح انسان تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که او که عهد خود را شکسته، بر ماه نو ظاهر میشود و عطری خوش در فضا پخش میکند، دل را به آتش میزنم.
هوش مصنوعی: او وعده داده که خون مرا بخورد و من نگرانم که این وعدهاش را بشکند و در نتیجه، آرزوها و خواستههایم به یأس تبدیل شود.
هوش مصنوعی: هرچند که برای جلب محبتش تلاش زیادی میکنم و به او توجه میکنم، اما در نهایت ناز و زیبایی چشمانش طوری مرا میشکند که انگار کمانم را در弓 میشکاند.
هوش مصنوعی: من از غم او هیچ نخواهم گفت، زیرا وقتی به یادش میافتم، شرم از یادآوریاش بر زبانم غلبه میکند.
هوش مصنوعی: زلفی که مانند دل در غم او شکسته شده، به شکل راز و دردهایش مینالد تا دل خستهاش را در میانه رنج خود بشکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.