من من مگو تو من من، هی هوی گویی ها ها
ها ها و های هی هی، هُو های های ها ها
اسرار کس نداند، این های هوی هی را
واقف کسی نگردد هی هوی های ها ها
شوق دلم نداند، هی هی چه چاره سازم
از خود چرا براندی، هی هوی های ها ها
دانی تو درد دل را، جز تو کسی نداند
جز تو به کس نگویم، هی هوی های ها ها
یاری غزل بخواند، حالش دگر نه داند
لیکن ز در براندی، هی هوی های ها ها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز احساسات درونی خود میپردازد و به نوعی سردرگمی اشاره میکند که در ارتباط با دیگران و بیان احساساتش وجود دارد. او از عدم درک راز و رازورزیها سخن میگوید و میگوید که هیچکس نمیتواند به درستی درد دلش را بفهمد. همچنین، شاعر به چالشهایی که در ابراز شوق و عشق خود دارد اشاره میکند و از یاری و دوستی که در این عرصه وجود ندارد، ابراز ناامیدی میکند. این شعر مشحون از حسرت و longing است که به عواطف عمیق انسانی میپردازد.
هوش مصنوعی: از خودت حرف نزن و به خودت نپرداز، فقط در دنیای بیمورد و بیفایده غرق نشو.
هوش مصنوعی: هیچکس از اسرار کسی باخبر نیست و هیچکس نمیتواند به عمق احساسات و نگرانیهای درونی او پی ببرد.
هوش مصنوعی: دل من از شوق خبر ندارد، نمیدانم چه کار کنم. چرا از خودم دورم کردی؟ آه و فریاد به کجا ببرم؟
هوش مصنوعی: آیا میدانی که تنها تو از دردهای دل من آگاهی داری؟ هیچکس دیگری از آن خبر ندارد و من هم به هیچکس نمیتوانم بگویم.
هوش مصنوعی: دوستی غزل میخواند و حالش تغییر کرده است، اما وقتی او را از خود دور کردید، صدای او به گوش میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.