تعالی الله چه زیبا روی دلدار
چو حسنش دیدم و دل گشت گلزار
منور گشت جانم همچو خورشید
هویدا گشت برما جمله اسرار
دلم چون دید آن نور تجلی
معلی گشت با ماشد باقرار
که لا مقصود فی الکونین مارا
هوالله الاحد موجود بس یار
فناشد ماومن خود جمله او ماند
نمانده غیر او شد رنگ رخسار
نماید صورت خود خویش هر دم
به حسن صورت بی مثل در یار
بکن سجده به پیش روی معشوق
تو باهُو باش دائم همچو غمخوار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و معجزهٔ دلدار اشاره میکند و توصیف میکند که دیدن حسن معشوق چگونه جان و دل او را روشن و منور کرده است. او با بیان اینکه رازهای حیات بر او آشکار شده، از حضوری شگفتانگیز و تجربهٔ وصالی سخن میگوید. در پی این وصال، شاعر به فنا در عشق و باقیماندگی خداوند اشاره میکند و تأکید میکند که حقیقت وجود فقط در او است. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که به معشوق سجده کند و خود را در این عشق غرق کند.
هوش مصنوعی: خداوند چقدر زیباست! وقتی چهره دلبر را چون حسن دیدم، دلم پر از شادی و سرزندگی شد.
هوش مصنوعی: جان من مانند خورشید روشن و نمایان شد و تمامی اسرار برای ما آشکار گردید.
هوش مصنوعی: دل من وقتی آن نور عظیم و روشن را دید، آرامش پیدا کرد و به حالت قرار رسید.
هوش مصنوعی: در این دنیا، مقصود نهایی تنها خداوند یکتاست که وجود دارد و غیر او هدفی نیست.
هوش مصنوعی: هرچه از ما بوده، فنا یافته و تنها او باقی مانده است. جز او چیزی باقی نمانده و تنها رنگ چهرهاش دیده میشود.
هوش مصنوعی: هر لحظه، به زیبایی بینظیر معشوق، ظاهر خود را میآراید و مینماید.
هوش مصنوعی: به خاطر محبوب خود، سجده کن و همیشه به فکر او باش، مانند کسی که همیشه در کنار اوست و به او کمک میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من این جا دیر ماندم، خوار گشتم
عزیز از ماندن دایم شود خوار
چو آب اندر شَمَر بسیار ماند
زُهومت گیرد از آرام بسیار
منقش عالمی فردوس کردار
نه فرخار و همه پر نقش فرخار
هواش از طلعت ماهان پر از نور
زمینش از بوسۀ شاهان پر آثار
بتانی اندر و کز خط خوبان
[...]
مرا با عاشقی خوش بود هموار
کنون خوشتر، که در خور یافتم یار
کنون خوشتر، که ناگاهان برآورد
مه دو هفته من سر ز کهسار
کنون خوشتر، که با او بوده ام دی
[...]
نبینی بر درخت این جهان بار
مگر هشیار مرد، ای مرد هشیار
درخت این جهان را سوی دانا
خردمند است بار و بیخرد خار
نهان اندر بدان نیکان چنانند
[...]
چه باشد گر خوری صد سال تیمار
چو بینی دوست را یک بار دیدار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.