گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

گذشته گذشته است و آینده نیست

میان دو نابود، پاینده چیست‌؟

گذشته اگر خوب اگر بد، گذشت

وز آینده کس نیز واقف نگشت

گذشته به چنگ تو ناید دگر

وز آینده‌ات نیز نبود خبر

دمی کاندر آن دعوی هست تست

همانست کاین‌ لحظه‌ در دست تست

چو در دست تست ای برادر زمان

زمان را به اندوه و غفلت ممان

درین یکدم ار بد کنی یا که زشت

زمانه به‌نام تو خواهد نوشت

مبادا در این یک‌زمان بد کنی

که گر بد کنی در حق خود کنی

به مرد خدا نیست زشتی سزای

که مرد ار ببخشد نبخشد خدای

بپرهیز از آزردن نیکمرد

که با نیکمردان کسی بد نکرد