گنجور

شمارهٔ ۸۰ - از بدی بپرهیز

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » مثنویات
 

گذشته گذشته است و آینده نیست

میان دو نابود، پاینده چیست‌؟

گذشته اگر خوب اگر بد، گذشت

وز آینده کس نیز واقف نگشت

گذشته به چنگ تو ناید دگر

وز آینده‌ات نیز نبود خبر

دمی کاندر آن دعوی هست تست

همانست کاین‌ لحظه‌ در دست تست

چو در دست تست ای برادر زمان

زمان را به اندوه و غفلت ممان

درین یکدم ار بد کنی یا که زشت

زمانه به‌نام تو خواهد نوشت

مبادا در این یک‌زمان بد کنی

که گر بد کنی در حق خود کنی

به مرد خدا نیست زشتی سزای

که مرد ار ببخشد نبخشد خدای

بپرهیز از آزردن نیکمرد

که با نیکمردان کسی بد نکرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

احمد آذرکمان نوشته:

چو در دست تست ای برادر زمان
زمان را به اندوه و غفلت ممان ـ «بهار»

نگاهی به یک هایکو

✓ می بارد آیا
برفی که باهم دیدیم
امسال هم ؟
(؟)

———————-
▣ برفی که با هم به تماشایش نشسته اند مالِ چه زمانی است ؟ مسلماً برفِ امسال نیست . پس این روایت کوتاه می تواند خبر از یک رابطه یِ تقریبا طولانی بدهد .
▣ راوی خواهانِ تکرارِ قسمتی از زمانِ گذشته است ، تکراری که ممکن است رخ بدهد یا ندهد . راوی راغب است باز برف «ببارد» و باز «باهم دیدن» را تجربه کنند ، ولی سرگرم این میل و رغبت شدن ممکن است به از دست رفتنِ زمان حال بینجامد .
▣ گفته اند «گذشته ی خاص» ما را از قفا دنبال نمی کند بلکه پیشاپیش فرا پیش ما روان است .
▣ آیا تمایل به «باهم دیدنِ بارشِ برف» می تواند حکایتگرِ یک وصل و باهم بودنی باشد که اکنون برای راوی وجود ندارد ؟ آیا این پرسشِ حزن انگیز و شوقمندانه ، می تواند در لایه های زیرین خود از نوعی تمنای به وصل مجدد خبر بدهد ؟

احمد آذرکمان ـ ٢١ خرداد ١٣٩٨ ـ حسن آباد فشافویه

👆☹

گنجور رومیزی