گنجور

شمارهٔ ۵۶

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

دعوی چه کنی داعیه‌داران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست

گوید چه نشینی که سواران همه رفتند

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو

کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست

کزکاخ هنر نادره کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند

اندوه که اندوه گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی

گنجینه نهادند به ماران‌، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران

تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار بهار از مژه در فرقت احباب

کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

جعفر خوانساری نوشته:

غزالی مشهدی شاعر نام آور سده دهم هجری شعری بااین وزن وقافیه وردیف دارد:
از بزم جهان باده گساران همه رفتند
ما باکه نشینیم چویاران همه رفتند
نی کوهکن بسرو پا ماند و نه مجنون
از کوی جنون سلسله داران همه رفتند
…….
زآن طوطی طبع تو خموشست غزالی
کایینه دلان نکته گذاران همه رفتند

تاریخ ادبیات در ایران( دکتر ذبیح اله صفا)جلد ۲/۵ صفحه ۷۱۰/

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.