گنجور

 
ملک‌الشعرای بهار
 

هوشم ز سر پریده از ماجرای واگون

از دنگ‌دنگ واگون‌، از های‌های واگون

از جالسان واگون راحت‌تر است صدبار

آن کس که جان سپارد در زیر پای واگون

زاسرار قبر و محشر، آگه شود به یکبار

آن کس که از جهالت‌، شد مبتلای واگون

آدم به روی آدم‌، حیوان به روی حیوان

اینست یک اشارت‌، از تنگنای واگون

سوهان مرگ گویی در استخوان ‌تراشی است

چون روی ر‌بل غلطد عراده‌های واگون

باشد به رنگ و نکهت چون دستگاه سلاخ

آن تخته‌ها که نصب است اندر فضای واگون

با گاری شکسته‌، کاز کوهپایه غلطد

یکسان بود به ‌واقع سیر و صدای واگون

اصحاب را به مقصد، نزدیکتر رساند

گر چاروای لنگی باشد به‌ جای واگون

با راکبان واگون همره رسد به خانه

افتد اگر چلاقی‌، اندر قفای واگون

در پایتخت ایران‌، این بلعجب که نبود

ز آثار علم و عمران‌، چیزی سوای واگون

آنهم به این فضاحت‌، آنهم به این کثافت

از ابتدای واگون‌، تا انتهای واگون

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مسعود در ‫۷ ماه قبل، پنج شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۹ نوشته:

خوب شد ملک‌الشعرای بهار مرد و مترو تهران رو ندید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.