گنجور

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
جمال‌الدین عبدالرزاق

جائی که غمت بقصد جان برخیزد

دل را چه زیان گر از میان برخیزد

دارم سر آن که تا بدستت نکنم

از پا ننشینم ار جهان برخیزد

رضی‌الدین نیشابوری

گاهی که غمت به قصد جان برخیزد

دل را چه زیان کز آن میان برخیزد

دارم سر آن که تا به دستت نآرم

از پا ننشینم ار جهان برخیزد

اوحدالدین کرمانی

گر دل نفسی از سر جان برخیزد

غمهای نشسته بی کران برخیزد

آن دم که تو با گناهِ خود بنشینی

با این همه غصّه از میان برخیزد

مجد همگر

شاها کرمت از پی آن برخیزد

تا رسم تکبر ز میان برخیزد

لیکن تو به نفس خود جهان دگری

عاقل نپسندد که جهان برخیزد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجد همگر
خواجوی کرمانی

چون سوز غم تو از جهان برخیزد

از هستی ما نام و نشان برخیزد

بر خاک سر کوی تو رفتیم به باد

تا خود چه غبار ازین میان برخیزد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه