گنجور

شمارهٔ ۸

 
ازرقی هروی
ازرقی هروی » رباعیات
 

گه گویم : کار ترا گیرم سست

خوش خوش مگر از تو دست بتوانم شست

چون عزم رهی شود درین کار درست

از جان باید گرفتن آغاز نخست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی از شیراز نوشته:

گه گویم : کار ترا گیرم سست
خوش خوش مگر از تو دست بتوانم شست

چون عزم رهی شود درین کار درست
از جان باید گرفتن آغاز نخست

در دنیایی که بقول شما مولایائیان من ذهنی در همه فراگیرو فعال است ویا تقریبا همگان گمراهند وجایگاه خود در جهان آرامش و یگانگی الهی هرگز تجربه نکرده اند، پا گرفتن و ریشه زدن برای چنین چون همین شاعر، زاهدانی خود چون معجزه است. زاهد باید در شوره زار کنونی ریشه زند ودر جهان عاری از عشق و مهر الهی در دلها، عاشقی ،دیوانگی و عاشق دیوانه ای بیش نیاید مگر به حکمت و لطف و عاشقی اش.

👆☹

مهدی از شیراز نوشته:

گه گویم : کار ترا من گیرم سست
خوش خوش مگر از تو دست، کس، بتوان شست

چون عزم رهی شده، درآن راه درست
از قدرت جان گرفتن آغاز نخست

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید