گنجور

 
 
طالب آملی

«طهماسقلی» ریش بتشویش مکن

چون بز بگذار لحیه چون میش مکن

گفتم بکن از جامه دندان طمع

دندان طمع نمی‌کنی ریش مکن

صفایی جندقی

یارب مأیوسم از در خویش مکن

مأنوس به نفس دوزخ اندیش مکن

مغرور کرامت تو بودن سهل است

ما را مفتون طاعت خویش مکن

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه