گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
عطار نیشابوری
 

گر کنی خیری بدست خویش کن

خیر خود را وقف هر درویش کن

یک درم کان را بدست خود دهند

به بود زان کز پی او صددهند

گر ببخشی خود یکی خرمای تر

بهتر از بعد تو صد مثقال زر

هر چه بخشیدی مکن با او رجوع

گر ز پا افتادهٔ از دست رجوع

این بدان ماند که شخصی قی کند

باز میل خوردن آن کی کند

با پسر گر چیزکی بخشد پدر

می‌رسد گر باز گیرد از پسر

ای پسر با مال و زر شادی مجوی

آنچه کس را دادهٔ دیگر مگوی

شادی دنیا سراسر غم بود

سور او را در عقب ماتم بود

امر لا تفرح ز دنیا گوش دار

جای شادی نیست دنیا هوش دار

شادمان را ندارد دوست حق

این سخن دارم ز استادان سبق

کر فرح داری ز فضل حق رواست

لیک از دنیا فرح جستن خطاست

ای پسر با محنت و غم خوی کن

روی دل را جانب دلجوی کن

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Polestar در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۳ نوشته:

بیت چهارم
مصراع دومش اشتباه داره:
گر زپا افتاده‌ای از دست جوع

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
درسا در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۱ نوشته:

بنیان فکر مولوی مثل ج ا ا می باشد که شادی و خوشی و لذت را بد می داند. چرا به خدای زیبای مهربان دروغ می بندید؟ "شادمانی را ندارد دوست حق" تان بخورد توی سرتان.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.