گفت اندر پیش افلاطون کسی
کان فلانی حمد میگفتت بسی
در هنر بستود بسیاری ترا
تا فلک بنهاد مقداری ترا
زان سخن بگریست افلاطون بدرد
روی آورد از سر دردی بمرد
گفت میگریم که در دل مشکلیست
تا چه کردم کان پسند جاهلیست
هرچه باشد مرد نادان را پسند
مرد دانا را بود آن تخته بند
می ندانم تا پسند او چه بود
تا ازآن توبه کنم در حال زود
یک ستایش کان ز جاهل آیدم
صد عقوبت دان که حاصل آیدم
گر مرا اهل دلی تحسین کند
جملهٔ شعرم دل او دین کند
گر ستایش گوی من صد کس بود
ذوق یک صاحبدلم می بس بود
نی کیم من اهل دین را چند ازین
نفس تا کی داردم دربند ازین
ای دریغا هرچه گفتم هیچ بود
دیده کور و راه پیچاپیچ بود
گر دمی بودی سخن پذرفتنم
نیستی پروای چندین گفتنم
گر بحضرت ره گشادن دارمی
کی دل برهم نهادن دارمی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به افلاطون اشاره دارد که از ستایشهای یک فرد جاهل رنجیده و اندوهناک شده است. او در پاسخ به ستایشی که از او شده، میگوید که میگرید زیرا در دلش مسئلهای بزرگ وجود دارد. افلاطون به این نکته میپردازد که ستایش مردان نادان ممکن است به عواقب منفی منجر شود و بر اهمیت درک و فهم درست بر اساس علم و دین تأکید میکند. او ابراز میکند که اگر کسی او را به خاطر علمش تحسین کند، برای او ارزشمندتر است تا اینکه ستایشها بر اساس نادانی و جاهلیت باشد. در نهایت، او بیان میکند که به احساسات درونیاش و اهمیت فهم درست از این موضوعات اعتقاد دارد و از درک نادرست و سطحی بسیار آزرده است.
هوش مصنوعی: یک نفر در حضور افلاطون گفت: "آیا تو در مورد فلانی که بسیار ستایش میکنی، چیزی گفتهای؟"
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در هنر تو را ستودهاند تا اینکه آسمان به تو ارزشی بخشیده است.
هوش مصنوعی: افلاطون به خاطر آن سخن به گریه افتاد و از روی درد و رنجی که داشت جان سپرد.
هوش مصنوعی: میگوید من میگریم چون در دلم مشکلی وجود دارد. میخواهم ببینم چه کاری میتوانم انجام دهم، زیرا این مشکل برآمده از ذوق جاهلانه است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای مرد نادان خوشایند باشد، برای مرد باهوش و دانا ارزش و اهمیت چندانی ندارد.
هوش مصنوعی: نمیدانم که چه چیزی مورد پسند اوست تا بتوانم از آن توبه کنم و از حالا دست بکشم.
هوش مصنوعی: اگر ستایشی از جانب نادان باشد، بدان که نتیجهاش عذابهای زیادی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر کسی که دلش به حال من میتپد، شعرهای من را ستایش کند، تمام دل او به من تعلق خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: اگر به من صد نفر هم از زیباییهایم بگویند، ولی دل یک نفر باشد که با احساس باشد، همین برای من کافیست.
هوش مصنوعی: من چه مدت باید به خاطر این نفس سرکش خود را در بند و گرفتار کنم، در حالی که من اهل دین و دینداری هستم؟
هوش مصنوعی: ای حسرت، هرچه که من بیان کردم، بیفایده بود، زیرا دلنگران و مسیر پر از پیچیدگی بود.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای دیگر با من سخن بگویی، زحمت حرف زدنم را نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: اگر بتوانم به درگاه تو راهی باز کنم، آیا میتوانم دل خود را باز بگذارم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.