پیر زالی بود با پشتی دو تاه
کشته بودندش جوانی همچو ماه
پیش مادر آن پسر را بر سپر
باز آوردند در خون جگر
پیرزن آمد بضعف از موی کم
سر برهنه موی کنده روی هم
کرده خون آلود روی و جامه را
گرد خویش آورده صد هنگامه را
گرچه پشتی کوژ بودش چون کمان
تیر آهش میگذشت از آسمان
آن یکی گفتش که هان ای پیرزن
رخ بپوش و چادری در سرفکن
زآنکه نبود این عمل هرگز روا
پیرزن در حال گفت ای بینوا
گر ترا این آتشستی بر جگر
هم روا میدارئی زین بیشتر
تا نیاید آتش من در دلت
این روا بودن نیاید حاصلت
چون نبودی مادر کشته دمی
کی توانی کرد چون من ماتمی
چون ترا میبینم از آزادگان
کی شناسی کار درد افتادگان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، داستان یک پیر زن به تصویر کشیده شده که جوانش به قتل رسیده و او با دل شکسته و حالتی آشفته، در سوگ او میباشد. بر روی سپر، جسد پسرش را به خانه میآورند و او با موهای پراکنده و صورتی خونین، در حال گریه و نوحهخوانی است. شخصی از او میخواهد که خود را بپوشاند و از این حالت بیرون آید، اما پیرزن با دلنگرانی و درد فراوان میگوید که نمیتواند به راحتی بر این مصیبت غلبه کند. او بیان میکند که هیچ کس نمیتواند درک کند چه بر او گذشته و سوگ او چه قدر عمیق است، چون درد و رنج او خاص و از دل برآمده است. این شعر به عمق درد و رنج مادران از دست دادن فرزندان اشاره دارد و نشاندهندهٔ مهر و محبت بیپایان مادرانه است.
هوش مصنوعی: پیرمردی زال که موهایش سفید و پریشان بود، بر روی پشتی دراز کشیده بود و جوانی زیبا و شاداب، همانند ماه، در کنارش قرار داشت.
هوش مصنوعی: پسر را بر روی سپر، در حالی که زخمی و غرق در خون است، به نزد مادرش آوردند.
هوش مصنوعی: پیرزنی با موهای کمپشت و ضعیف، بدون پوشش بر روی سرش، موهای خود را به هم ریخته دارد.
هوش مصنوعی: او با صورتی خونین و لباسی لکهدار، خود را در وسط غوغایی بزرگ معرفی کرده است.
هوش مصنوعی: هرچند که پشتش مانند کمان خمیده بود، اما هر بار که آه میکشید، این آه به آسمان میرفت.
هوش مصنوعی: یکی به پیرزن گفت که حواست باشد، صورتت را بپوشان و چادر به سر کن.
هوش مصنوعی: زن سالخورده در حالی که از وضع خود نگران است، میگوید: از آنجا که این کار هرگز درست نیست، من در این وضعیت به سر میبرم.
هوش مصنوعی: اگر تو این آتش را بر دل خود تحمل میکنی، پس جایز است که بیشتر از این هم بر تو برود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آتش عشق و احساس من در قلبت شعلهور نشود، به دست آوردن تو برایم ممکن نخواهد بود.
هوش مصنوعی: زمانی که مادرت در کنارت نباشد، هیچکس نمیتواند حال و روزی مانند من را از غم و اندوه درک کند.
هوش مصنوعی: وقتی تو را میبینم، از مردان آزاد و بیقید کی میدانی که درد و رنج دیگران چیست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.