گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
عطار نیشابوری
 

یک کلیچه یافت آن سگ در رهی

ماه دید از سوی دیگر ناگهی

آن کلیچه بر زمین افکند سگ

تا بگیرد ماه بر گردون بتک

چون بسی تک زد ندادش دست ماه

باز پس گردید و با زآمد براه

آن کلیچه جست بسیاری نیافت

بار دیگر رفت و سوی مه شتافت

نه کلیچه دست میدادش نه ماه

از سر ره میشد او تا پای راه

در میان راه حیران مانده

گم شده نه این ونه آن مانده

تا چنین دردی نیاید در دلت

زندگی هرگز نگردد حاصلت

درد میباید ترادر هر دمی

اندکی نه عالمی در عالمی

تا مگر این درد ره پیشت برد

از وجود خویش بی خویشتن برد

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

میهن پرست در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۰ نوشته:

مصرع آخر به جای بی خوشتن واژه بی خویش درست است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میهن پرست در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ نوشته:

در بیت ششم فکر میکنم واژه بود به آخر هر دو مصرع اضافه بشه وزن و معنا درست تر در می‌آید.
در میان راه حیران مانده بود...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.