سائلی در مجمعی بر پای خاست
گفت در بصره حسن مهتر چراست
گفت از آن کامروز در صدق و مجاز
هست خلقی را بعلم او نیاز
واو بیک جو نیست حاجتمند کس
او بدنیا کی بود در بند کس
او ز جمله فارغست از زاد وبرگ
خلق حاجتمند او تا روز مرگ
مهتری اینست در هر دو جهان
لاجرم او مهتر آمد این زمان
ای دل از خون می کن از جان جام ساز
خلق را نه دم ده و نه دام ساز
چون ترا نانی و خلقانی بود
هر سر موی تو سلطانی بود
هر که او از دست خوکان نان خورد
هیچ شک نبود که خون جان خورد
با سگان همسفرگی تا کی کنی
آفتابی ذرهگی تا کی کنی
زین بخیلان درگذر مردانه وار
خویشتن بر شمع زن پروانه وار
گر کنی زین قوم قولنجی حذر
کی بود ز امساک ایشانت خبر
خویش را پروانه کن وز پر مپرس
جان فشان و تن زن و دیگر مپرس
شیرنر چون دید آتش نیست چیر
شیر پروانه بود پروانه شیر
تو قدم در شیر مردی نه تمام
تا کی از انعام این انعام عام
مرد دین شو محرم اسرار گرد
وز خیال فلسفی بیزار گرد
نیست از شرع نبی هاشمی
دورتر از فلسفی یک آدمی
شرع فرمان پیمبر کردنست
فلسفی را خاک بر سر کردنست
فلسفی را شیوه زردشت دان
فلسفه با شرع پشتاپشت دان
فلسفی را عقل کل می بس بود
عقل ما را امر قل می بس بود
در حقیقت صد جهان عقل کل
گم شود از هیبت یک امر قل
عقل را گر امر ندهد زندگی
کی تواند کرد عقلی بندگی
رهبر عقلت از آن سست آمدست
کو بنفس خویش خود رست آمدست
عین عقل خویش را کن محو امر
تا نگردد عین عقلت محو خمر
عقل اگر از خمر ناپیدا شود
کی بسر امر قل بینا شود
عقل را قل باید و امر خدای
تا شود هم رهبر و هم رهنمای
عقل اگر جزو و اگر کل ماندت
عین عقلت بفکنی قل ماندت
عین عقلت چون زقل افتاد راست
عقل اگر سر پیچد از قل این خطاست
علم عقل تو بفرمان رفتنست
نه بعقل فرد حیران رفتنست
علم جز بهر حیات حق مخوان
وز شفاخواندن نجات خود مدان
علم دین فقه است و تفسیر و حدیث
هرکه خواند غیر این گردد خبیث
مرد دین صوفیست و مقری و فقیه
گرنه این خوانی منت خوانم سفیه
این سه علم پاک را مغز نجات
حسن اخلاقست و تبدیل صفات
این سه علمست اصل و این سه منبع است
هرچه بگذشتی ازین لاینفع است
این سخن حقا که از تهدید نیست
این ز دیده میرود تقلید نیست
من درین هر علم بوئی برده ام
پیش هر رنگی رکوئی برده ام
چون بدانستم که دین اینست و بس
هیچ نیست آنها یقین اینست و بس
ترک کردم اینهمه تا سوختند
تا از آن ترکم کلاهی دوختند
آسمان با ترک زر پشت دوتاه
در کبودی شد ز سوک این کلاه
این کلاه بی سرانست ای پسر
گر دهندت با تو مینازی بسر
گر کلاه فقر خواهی سر ببر
وز خود و هر دو جهان یکسر ببر
این سخن دانم که طامات آیدت
ترهائی پر خرافات آیدت
کی بود یارای آن خفاش را
کو به بیند آفتاب فاش را
عقل را در شرع باز و پاک باز
بعد از آن در شوق حق شو بی مجاز
تاچو عقل و شرع و شوق آید پدید
آنچه میجوئی بذوق آید پدید
چل مقامت پیش خواهد آمدن
جمله هم درخویش خواهد آمدن
این چله چون در طریقت داشتی
با حقیقت کرده آمد آشتی
چون بجوئی خویش را در چل مقام
جمله در آخر تو باشی والسلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به مفهوم واقعی رهبری و راهبری در زندگی اشاره میکند. او میگوید که بزرگترین رهبران از تعلقات دنیوی آزادند و تنها به هدایت انسانها میپردازند. او به فلسفه و علم نیز نقد کرده و تأکید میکند که دانش واقعی همان علم دین است که شامل فقه، تفسیر و حدیث میشود و اخلاق نیکو را در پی دارد. شاعر همچنین بر اهمیت دوری از خرافات و توجه به حقیقت تأکید دارد و میگوید آن کس که به دنبال حقیقت و رحمت الهی است، در نهایت به مقام والایی دست مییابد. در نهایت، پیام اصلی متن دعوت به جستجوی خداوند و حقیقت در زندگی است.
هوش مصنوعی: یک شخص در جمعی بلند شد و پرسید که چرا در بصره، حسن، بهترین و برجستهترین فرد به شمار میرود.
هوش مصنوعی: امروز به خاطر حقیقت و مجاز، افرادی هستند که به دانش او نیازمندند.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ کس به تنهایی نیازهای خودش را برطرف نمیکند و هیچ کسی در بند دیگری نیست. زندگی همه به نوعی به هم وابسته است و هیچ فردی به تنهایی نمیتواند به تمام خواستهها و نیازهایش برسد.
هوش مصنوعی: او از همه چیز رهایی یافته است و دیگر به نیازهای دنیوی وابسته نیست، تا زمانی که زنده است به خواستههای او توجهی نمیشود.
هوش مصنوعی: مردی که در هر دو جهان برتری دارد، به طور حتم او در این زمان نیز برتر است.
هوش مصنوعی: ای دل، از غم و اندوه خود بپرهیز و از جانت، نوشیدنی برای مردم بساز. نه به کسی مهلت بده و نه گرفتار دامها شو.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که زمانی که تو نانی و مردمی داری، هر یک از موهای سر تو یک شخصیت و مقام خاصی دارد. به عبارتی، در شرایطی که داری و در کنار مردم هستی، ارزش و منزلت تو افزایش مییابد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از دست خوکان نان بخورد، هیچ شکی نیست که جانش را نیز میگیرد.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی با سگان همسفر باشی و در زیر نور آفتاب، مانند ذرهای کوچک به زندگی ادامه دهی؟
هوش مصنوعی: از میان این بخیلان عبور کن و با شجاعت به خودت تکیه کن، همچون پروانهای که دور شمع میگردد.
هوش مصنوعی: اگر از این قوم دوری گزینی، چه کسی از ترک گوشت آنها آگاه خواهد شد؟
هوش مصنوعی: به خودت مانند پروانه باش و نگران مپرسی. جان و وجودت را فدای عشق کن و دیگر از هیچچیز نپرس.
هوش مصنوعی: وقتی شیرنر متوجه شد که آتش وجود ندارد، دیگر نترسید و مانند پروانهای به دور شیر میچرخید.
هوش مصنوعی: تو در راه مردانگی گام برداشتهای و نمیتوانی تا ابد از نعمتهای معمولی و روزمره بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: مرد دین شو و به اسرار آگاه و نزدیک شو، و از اندیشههای پیچیده و فلسفی دوری کن.
هوش مصنوعی: هیچ چیز به اندازه تفکرات فلسفی یک فرد نمیتواند از اصول و قواعد دین پیامبر هاشمی دور باشد.
هوش مصنوعی: فرمانهای دین وظیفه پیامبر است، اما به کار بردن فلسفه به نوعی نادیده گرفتن این دستورات به حساب میآید.
هوش مصنوعی: یک فیلسوف باید روش زرتشت را در نظر بگیرد و فلسفه را به گونهای بفهمد که هم راستا با اصول مذهبی باشد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای یک فیلسوف، عقل کامل وجود دارد، اما عقل ما تنها در برخی مسائل و امور محدود و جزئی است. به عبارتی، عقل و دانش ما نسبت به عقل و دانش یک فیلسوف بسیار ناقص و محدود است.
هوش مصنوعی: در واقع، قدرت و هوش کل جهان تحت تأثیر و عظمت یک امر خاص ناپدید میشود.
هوش مصنوعی: اگر عقل دستور ندهد، زندگی چگونه میتواند شکل بگیرد؟ عقل باید در خدمت و هدایت زندگی باشد.
هوش مصنوعی: عقل تو به خاطر ناتوانی و ضعف رهبریش، در حال ضعیف شدن است؛ در حالی که فردی که بر اساس خواستههای خود به کمال رسیده، از این ناتوانی رها شده است.
هوش مصنوعی: عقلیت و فهم خود را در خدمت فرمان و اراده الهی قرار بده، تا اینکه عقل تو تحت تأثیر و از دست رفتن غمهای دنیا و مسائل مادی، محو نشود.
هوش مصنوعی: اگر عقل از شراب پنهان بگریزد، چگونه میتواند در کارها بینا و درست عمل کند؟
هوش مصنوعی: برای درک درست و هدایت شدن در زندگی، باید عقل انسان تحت امر خداوند قرار گیرد تا هم راهنما باشد و هم رهنما.
هوش مصنوعی: اگر عقل تو به جزئیات و کلیات محدود شود، در نهایت چیزی جز خود عقل از تو باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: وقتی عقل تو از حالت طبیعی خود خارج میشود، اگر بخواهد نسبت به اوضاع واکنش نشان دهد، دچار اشتباه خواهد شد.
هوش مصنوعی: دانش و علم تحت هدایت عقل است و نه به عقل فردی که در حیرت و سردرگمی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: علم را فقط برای زندگی حقیقی نخوان، و نادانی نکن که دانایی فقط به معنای نجات خودت نیست.
هوش مصنوعی: دانش دین، شامل فقه، تفسیر و حدیث است و هر کسی که جز این موارد را مطالعه کند، دچار انحراف خواهد شد.
هوش مصنوعی: مردان دین شامل صوفیان، قاریان و فقیهان هستند؛ اگر غیر از این باشد، پس من این مهمانی را از روی ناچاری نمیپذیرم.
هوش مصنوعی: علمهای خالص و نیکو، روح و جوهرهشان نجاتدهندهی خوبیهای اخلاقی و تغییر دادن ویژگیها و صفات انسانی است.
هوش مصنوعی: این سه علم اساس و منبع اصلی هستند و هر کس از اینها گذر کند، به نتیجهای نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: این گفتار به معنای واقعی از ترساندن نیست و آنچه دیده میشود هم به معنای تقلید نیست.
هوش مصنوعی: من در هر علمی بویی از آن گرفتهام و در هر حالتی تجربهای بدست آوردهام.
هوش مصنوعی: وقتی فهمیدم که دین تنها همین است و چیز دیگری وجود ندارد، یقین من همین است و بس.
هوش مصنوعی: من از این همه دوری و جدایی گذشتم، برای اینکه دیگران از درد و رنج من بهرهبرداری کردند و از وضعیت من برای خودشان سودی به دست آوردند.
هوش مصنوعی: در آسمان، در نتیجه ترک خوردن زردی، فضای دوتاهی به رنگ آبی درآمد و این تغییر به خاطر ناراحتی و اندوه ناشی از این کلاه است.
هوش مصنوعی: این کلاه بدون صاحب است، پسر. اگر به تو بدهند، با آن مغرور نشو.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبا زندگی کنی و از فقر رهایی یابی، تمام آرزوها و وابستگیهایت را باید کنار بگذاری و در این مسیر، از خود و تمام دنیاست کاملاً دل بکن.
هوش مصنوعی: میدانم که این گفتهها پر از دروغ و بیمورد است و به تو مطالب بیاساس تحمیل میشود.
هوش مصنوعی: کی میتواند با جرات بگوید که خفاشی وجود دارد که بتواند به وضوح و به راحتی به دیدن نور آفتاب بپردازد؟
هوش مصنوعی: عقل خود را در چارچوب قوانین شرع به درستی و پاکی بپروران، سپس با عشق و شوق به حق و حقیقت بپرداز، بدون هیچ گونه محدودیتی.
هوش مصنوعی: وقتی که عقل، قوانین دینی و عشق شکل بگیرند، آنچه را که به دنبالش هستی، به روشنی و لذت قابل مشاهده خواهد شد.
هوش مصنوعی: چهل بار مقاومت تو باعث خواهد شد که همه چیز به سوی تو برگردد و در درون خودت تحقق یابد.
هوش مصنوعی: این دههای که سپری میکنی، اگر در مسیر واقعی زندگی خود با حقیقت صمیمی شوی، به آرامش میرسی.
هوش مصنوعی: وقتی به جستجوی خود در این مراحل میپردازی، در نهایت به خود واقعیات خواهی رسید، و اینجا همه چیز تمام میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.