گنجور

 
 
اوحدالدین کرمانی

ای خواجه اگر تو را سعادت خویش است

ایمن منشین زآنچ تو را در پیش است

زاینها که تو مال و ملک می پنداری

جز مرداری و مُردریگی بیش است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
نجم‌الدین رازی

جانا دل عاقلان عالم ریش است

زین یک منزل که جمله را در پیش است

از تیغ اجل بریده در طشت فنا

زین غم سر صدهزار زیرک بیش است

اهلی شیرازی

این حسرت و غم که با من درویش است

بی سلسله یی نیست که بیش از پیش است

یا صبح سعادتم پس از شام غمست

یا محنت روز واپسینم پیش است

ابوالحسن فراهانی

صد رخنه به دل هر دمم از صد نیش است

من خوشدل ازین که راحتی در پیش است

روشن بود این بر همه کاندر خانه

گر روزن بیش‌، روشنایی بیش است

واقف لاهوری

جانا ز دوروزه دوریت دل ریش است

باز آی که جان سپردنم در پیش است

تو سهل گرفته‌ای ولیکن بر ما

زهرست جدای که کم آن بیش است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه