گنجور

 
عطار

گفت آن دیوانه را مردی عزیز

چیست عالم، شرح ده این مایه چیز

گفت هست این عالم پر نام و ننگ

همچو نخلی بسته از صد گونه رنگ

گر به دست این نخل می‌مالد یکی

آن همه یک موم گردد بی‌شکی

چون همه مومست و چیزی نیز نیست

رو که چندان رنگ جز یک چیز نیست

چون یکی باشد همه، نبود دوی

نه منی برخیزد اینجا نه توی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عقیدهٔ دیوانه‌ای دربارهٔ عالم به خوانش فاطمه زندی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم