گنجور

 
عطار نیشابوری
 

یکی پیری که او در پشت خم داشت

رگ و پی جمله بیرون شکم داشت

بسان دختری در پیش مادر

شده چون مصلحان در زیر چادر

چو مادر دست در خنیاگری برد

ازان دختر بناخن دختری برد

بسر ناخن ز زیر نیم چادر

ده و دو پرده ظاهرکرد بر در

بلی کو خم گرفته چون گمان بود

بران پل بحر شعرتر روان بود

ولی بر بحر هرگز پل نبودست

مگر گویی پلی زان سوی رودست

که از هرجا که برگویی سرودی

بپل با تو برد بیرون برودی

چو آواز از رگ آزرده بنمود

ز یک پرده ده و دو پرده بنمود

ز پرده روی بیرون کرده بودی

ولی آواز او در پرده بودی

نجنبیدی برو یک رگ ز سستی

چو زخمش آمدی دیدی درستی

مر او را نام گنج باشگونه

که موی سر نبودش هیچگونه

چو موی سر نبودش هیچ بر جای

چگونه میکشید او موی در پای

کسی کان پیر را در بر گرفتی

خوشی آن پیر زاری درگرفتی

بزاری پیر را دل زنده میداشت

رگی با جان هر شنونده میداشت

اگرچه پشت خم داشت و کهن بود

ولیکن سخت پیری خوش سخن بود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسته در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۲۴ نوشته:

بیت: 10
غلط: رگی
درست: رگ

---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.