مگردیوانهٔ شوریده برخاست
برهنه بُد ز حق کرباس میخواست
کالهی پیرهن در تن ندارم
وگر تو صبر داری من ندارم
خطابی آمد آن بیخویشتن را
که کرباست دهم اما کفن را
زبان بگشاد آن مجنونِ مضطر
که من دانم ترا ای بنده پرور
که تا اوّل نمیرد مرد عاجز
تو ندهی هیچ کرباسیش هرگز
بباید مرد اول مفلس وعور
که تا کرباس یابد از تو در گور
دلاگرکشتهٔ این راه گردی
بیک دم زندهٔ الله گردی
چو تو خونی شدی از پای تا فرق
میان خاک شو در خون خود غرق
هر آن زن را که شیر آید پدیدار
ببندد خون حیضش بر سر کار
بگردانند خونش را نهانی
که تا خون میخوری و شیر دانی
چو آغاز تو بر خون خوردن آمد
چو انجامت بخاک آوردن آمد
کسی کو در میان خاک و خونست
چرا سر میکشد چون سرنگونست
اگر تو هیچکس دانی که چونی
بهم بِسرشته مشتی خاک و خونی
ز خون و خاک آنگه پاک گردی
که خونی میخوری تا خاک گردی
چو نبوَد کارِ تو جز اشک و سوزی
ز زلفش سایه افتد بر تو روزی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حال و هوای دگرگون و ویرانگر یک مجنون میپردازد که در جستجوی کرباس برای پوشیدن است. مجنون به عجز و ناتوانی خود اشاره میکند و از کسی که نیازی به او ندارد، طلب کرباس میکند. در ادامه، شاعر به عمق مسائل انسانی و نیاز به مرگ و خاک میپردازد و بیان میکند که تنها در زمانی که انسان از زندگی میگذرد و به خاک میپیوندد، میتواند روحش را از آن محدودیتها آزاد کند. به طور کلی، این اشعار با زبانی سمبلیک و استعاری، به مفاهیم مرگ، زندگی و شناخت خود میپردازد و تنهایی و عجز انسان را در برابر واقعیات زندگی به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: شخصی دیوانه و پرشور به پا خواست، در حالی که عریان بود و از حقیقت چیزی نمیخواست، بلکه تنها به دنبال پردهای به نام کرباس بود.
هوش مصنوعی: من پیراهنی بر تن ندارم و اگر تو توانایی صبر کردن داری، من این توانایی را ندارم.
هوش مصنوعی: پیامی به آن شخص بیخود و بینفس رسید که من میخواهم در سرزمینی به نام کربلا، به او کفن بدهم.
هوش مصنوعی: مجنون بیقرار، زبان به سخن آورد و گفت: من میدانم تو را، ای پروردگار بندگان.
هوش مصنوعی: تا زمانی که افرادی ناتوان و بیحاصل در دنیا وجود دارند، تو هرگز هیچ چیزی از شیرینی یا لذت زندگی را به آنها نخواهی بخشید.
هوش مصنوعی: شخصی که در زندگی مشکل مالی دارد و سختی میکشد، باید اول از هر چیز مشکلاتش را حل کند تا بعد از مرگ بتواند آرامش پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر جان بدهی، در یک لحظه میتوانی به زندگی الهی دست یابی.
هوش مصنوعی: وقتی که دلت ناآرام و پریشان است، بهتر است مانند خاکی که در خون خود غرق شده، خود را تسلیم کنی و در اوضاع و احوال دشوار غرق شوی. در واقع، به جای مقاومت، باید بپذیری که این احساسات و وضعیتهای تلخ جزئی از زندگی هستند.
هوش مصنوعی: هر زنی که به بلوغ میرسد و ماهیانه پریود میشود، باید در زمان قاعدگی از کار و فعالیتهای روزمره خود دوری کند.
هوش مصنوعی: خون او را به طور پنهانی تغییر دهند تا تو در حال نوشیدن خون و خوردن شیر باشی.
هوش مصنوعی: زمانی که تو در ابتدای کار به کشتن و خونریزی روی میآوری، در پایان کار به خاک و نابودی میرسیدی.
هوش مصنوعی: چرا کسی که در گودال خاک و خون است، سرش را بلند میکند در حالی که در وضعیت بدی قرار دارد؟
هوش مصنوعی: اگر تو میدانی که من چه هستم، در واقع یک مشت خاک و خون را به هم آمیختهام.
هوش مصنوعی: برای اینکه از خلط و آلودگی برهانی و به پاکی برسی، باید به جان و دل سختیها و دشواریها را بپذیری و تجربه کنی. تنها در این مسیر است که میتوانی به رهایی و طهارت واقعی دست یابی.
هوش مصنوعی: اگر جز گریه و درد، کاری از تو برنمیآید، زمانی خواهد رسید که سایه زلف او بر تو خواهد افتاد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.