بشهر مصر در شوریدهٔای بود
که در عین الیقینش دیدهای بود
چنین گفت او که هر شوریدهٔ راه
که میرد از غم معشوق ناگاه
عجب نیست آن، عجب اینست کین سوز
گذارد عاشقی در زندگی روز
اگر عاشق بماند زنده روزی
بوَد چون شمع در اشکی و سوزی
نگیرد کار عاشق روشنائی
مگر چون شمع سوزد در جدائی
چوسوز عاشق از صد شمع بیشست
چو شمعش روشنی از شمع خویشست
اگر معشوق یابد عاشق زار
روان گردد بسر مانند پرگار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عاشق و معنای عشق سخن میگوید. شاعر به بیان حالتهای عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق پرداخته است. او میگوید که شوریدگی و غم عاشق طبیعی است و این سوز و سختی در زندگی عاشق وجود دارد. عشق مانند شمعی است که در آتش جدایی میسوزد و بدون این سوز، عاشق نمیتواند نور و روشنی زندگی را تجربه کند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که اگر معشوق به عاشق توجه کند، روح او به آرامش میرسد و مانند پرگار در حرکت خواهد بود.
هوش مصنوعی: در شهر مصر، فردی شگفتزده و سرگشته بود که با وجود یقین و آگاهیاش، چیزی را مشاهده کرده بود.
هوش مصنوعی: او میگوید هر شخصی که در مسیر عشق دچار شوری و بیقراری شده و ناگهان از غم معشوقش میمیرد.
هوش مصنوعی: جالب نیست که انسان دچار احساسی عمیق و سوز در عشق شود؛ بلکه شگفتی در این است که این احساس و سوز به زندگی روزمره او راه پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق باقی بماند، روزی مانند شمعی خواهد بود که در اشک میسوزد و دچار درد و رنج میشود.
هوش مصنوعی: عاشق تنها زمانی نور و روشنایی را احساس میکند که مانند شمعی در آتش جدایی بسوزد.
هوش مصنوعی: عاشق مانند شعلهای است که از نور صد شمع بیشتر میدرخشد، اما روشنی او تنها به خاطر شعلهی وجود خود اوست.
هوش مصنوعی: اگر معشوق عاشق را به خود نزدیک کند، عاشق بسیار شاد و سرزنده خواهد شد، مثل پرگاری که دور خودش میچرخد و زندگیاش را رنگین میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.