یکی مجنون که رفتی در ملامت
بدو گفتند فردای قیامت
کسی باشد که ده ساله نماز او
منادی میکند شیب و فراز او
بیک گرده ازو نخرد کسی آن
بگوید بر سر مجمع بسی آن
جوابش داد مجنون کان نیرزد
نمازش آن همه یک نان نیرزد
که گر بخریدی آن را خلق وادی
نبودی حاجت چندان منادی
اگر صد کار باشد در مجازت
نیاید یاد ازان جز در نمازت
نمازت چون چنین باشد مجازی
بوَد اندر حقیقت نانمازی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، مجنون به ملامت دیگران درباره نماز خود پاسخ میدهد. او میگوید که اگر این نماز واقعی و حقیقی بود، باید در زندگی او تأثیر بیشتری میگذاشت و نیازی به یادآوری آن نبود. در واقع، مجنون به نقد نمازی میپردازد که تنها در ظاهر وجود دارد و از نظر او فاقد ارزش واقعی است، چرا که تاثیر آن در زندگیاش و در قیامت درخور توجه نیست. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که اگر نماز تنها یک عمل ظاهری باشد، ارزشی ندارد و به همان اندازه نان بیارزش است.
هوش مصنوعی: مجنونی که در حال سرزنش بوده، به او گفتند که روز قیامت چه اتفاقی خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: کسی هست که مدت ده سال، نماز او به دعوت میخواند و فراز و نشیبهای او را آشکار میکند.
هوش مصنوعی: کسی از گردی و صفایش چیزی نمیخرد، اما اگر دوستی از او بگوید، همه در جمع گرد میآیند و دربارهاش صحبت میکنند.
هوش مصنوعی: مجنون به او گفت که نمازش به ارزش یک لقمه نان نمیارزد.
هوش مصنوعی: اگر آن را که در دل میپرورانی، مردم خریداری میکردند، دیگر نیازی به دعا و ندا نبود.
هوش مصنوعی: اگر در زندگی مشغول کارهای زیادی باشی، تنها در نماز است که میتوانی به یاد خدا بیفتی و از او یاد کنی.
هوش مصنوعی: اگر نماز تو به این شکل باشد، در واقع نمازی نیست و فقط در ظاهر انجام میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.