یکی تابوت میبردند بر دست
بدید از دور آن دیوانهٔ مست
یکی را گفت این مرده که بودست
که ناگه شیرِ مرگش در ربودست
بدو گفتند ای مجنون پُر شور
جوانی بود کُشتی گیرِ پُر زور
بدیشان گفت دیوانه که برنا
اگرچه بود در کُشتی توانا
ولیکن میندانست آن جگرسوز
که ناگه باکه در کُشتی شد امروز
حریفی بس تواناش اوفتادست
بقوّت بی محاباش اوفتادست
چنان در خاکش افکندست و در خون
که دیگر برنخواهد خاست اکنون
ولی الحمدلله میتوان کرد
که جائی میتوان دید این جوانمرد
چو چاره نیسب ز افتادن کسی را
بدین دریا درافتادن بسی را
تو گر اینجا در افتی جان نداری
چو در برخاستن ایمان نداری
خوش آمد عالمت افراختی بال
فرو بردی بدین مردار چنگال
تو این ده نه گرفتی نه خریدی
همان انگار کین ده را ندیدی
نیاید هیچ عاقل در جهانی
که بر مردم سرآید در زمانی
چرا جانت بعالم باز بستست
که این عالم بیک دم باز بستست
جهان آنست گر تو مردِ آنی
شوی آنجا که هستی آن جهانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این قطعه شعر، راوی داستان فردی را روایت میکند که تابوت یک جوان کشتیگیر را حمل میکنند. او به مردی دیوانه اشاره میکند و از او میپرسد که این جوان کی بود. دیوانه توضیح میدهد که اگرچه جوان قوی و توانا بود، اما نتوانسته بود از خطر مرگ در کشتی فرار کند و در نبرد با حریفش شکست خورده است.
او میگوید که این جوان به خاطر عدم آگاهی از خطر، جانش را از دست داده و دیگر نمیتواند برگردد. در ادامه، دیوانه به این نکته اشاره میکند که در دنیا، وقتی کسی به زمین بیفتد و به سختی بیافتد، امکان بازگشتش خیلی کم است. او بر این باور است که اگر انسان ایمان و هوشیاری نداشته باشد، در مواجهه با مشکلات نمیتواند از آنها عبور کند.
در نهایت، او بیان میکند که زندگی واقعی به شرایط ما بستگی دارد و اگر در زمان حال آگاهی و اراده نداشته باشیم، نمیتوانیم به زندگی امیدوار باشیم.
هوش مصنوعی: یک تابوت را بر دوش میبردند و از دور آن دیوانهی مست را دیدند.
هوش مصنوعی: میگوید: یکی از افراد از دیگری میپرسد این مرده که بوده است، چرا که ناگهان مرگ او را به سراغش آورده و در چنگال مرگ افتاده است.
هوش مصنوعی: به او گفتند ای مجنون، جوانی پر از شور و هیجان داشتی و مانند یک کشتیگیر قوی و نیرومند بودی.
هوش مصنوعی: دیوانه به آنها گفت که اگرچه جوان است، اما در کشتیگیری مهارت دارد.
هوش مصنوعی: اما آن شخص آزاردهنده نمیدانست که امروز ناگهان با درد و رنجی مواجه خواهد شد که باعث تنش و استرس وی میشود.
هوش مصنوعی: رقیبی بسیار قدرتمند و توانمند به زمین افتاده است، او به خاطر قدرت بیانتها و بدون محدودیتش به این وضعیت دچار شده است.
هوش مصنوعی: به گونهای در خاک و خون غرق شده است که دیگر هرگز نخواهد توانست سر بلند کند و دوباره به زندگی بازگردد.
هوش مصنوعی: خوشبختانه این امکان وجود دارد که در جایی این جوانمرد را مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که راه حلی برای جلوگیری از افتادن کسی نیست، پس تسلیم شدن به سرنوشت طبیعی است و باید با آن کنار آمد.
هوش مصنوعی: اگر تو در اینجا به زمین بیفتی، جانت را از دست میدهی، چون اگر در برخاستن ایمان نداشته باشی، به جایی نخواهی رسید.
هوش مصنوعی: به دنیای خودت خوش آمدی، اما با این کار خود را درگیر چیزهای بیارزش کردی.
هوش مصنوعی: در این روستا نه چیزی به دست آوردی و نه چیزی خریدی، گویی اصلاً این روستا را ندیدی.
هوش مصنوعی: هیچ فرد عاقل و دانایی در دنیایی که بدیها و مشکلات بر مردم سایه افکنده، نمیتواند وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: چرا روح تو به این دنیا وابسته است در حالی که این دنیا تنها یک لحظه هم دوام ندارد؟
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی به حقیقت وجود خود پی ببری و درکی عمیق از خود و زندگیات داشته باشی، در آن صورت میتوانی به عمق و زیبایی واقعیات جهان دست یابی. در هر کجا که باشی، با این شناخت، به جهانی جدید و معنا دار ورود میکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.