آه گر من ز عشق آه کنم
همه روی جهان سیاه کنم
آهِ من در جهان نمیگنجد
در جهان پس چگونه آه کنم
هر دو عالم شود چو انگشتی
گر من آهی ز جایگاه کنم
گر دمی آتشین زنم ز دلم
به دمی دفع صد سپاه کنم
بحر خون در دلم چو موج زند
من به خون در رَوَم شناه کنم
موج آن خون چو بگذرد از حد
خون دل را به دیده راه کنم
خون بریزم ز دیده چندانی
که بسی خلق را تباه کنم
عالمی خون خویشتن بینم
از پس و پیش اگر نگاه کنم
با چنین حالتی عجب که مراست
گر کنم طاعتی گناه کنم
هیچ خلقی گداتر از من نیست
گرچه دعوی پادشاه کنم
ره به گلخن نمیدهند مرا
وین عجب عزم بارگاه کنم
شربتی آب چاه نیست مرا
وی عجب عزم فخر آب جاه کنم
همچو لاله کلاه در خونم
چه حدیث سر و کلاه کنم
سر درودم فرید را چو گیاه
پس کنون کره در گیاه کنم
همچو عطار مست عشق شَوَم
گر دمی در رُخَش نگاه کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عمق عشق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. او با احساسات شدید خود جهان را سیاه و بیروح میبیند و اشاره دارد که آه و نالهاش در جهانی کوچک و محدود نمیگنجد. احساساتی چون آتش در دل و دریای خون را توصیف میکند و میگوید اگر به آتش دل دمی دم بزند، میتوانست به دشمنان زیادی آسیب بزند. همچنین از دیدن عواقب خون دلش بسیار نگران است، به طوری که احساس میکند که با این درد، هیچکس از او پایینتر نیست. در نهایت، به استمداد از عشق و نشانههای آن میپردازد و خود را در حالتی همچون عطار میبیند که به عشق مست شده است.
هوش مصنوعی: اگر من از عشق نالهای سر دهم، تمام زیباییهای جهان را تحتالشعاع قرار میدهم و همه چیز را تلخ و سیاه میشود.
هوش مصنوعی: آه من در این دنیا آنقدر بزرگ و عمیق است که نمیتوان آن را در این جهان جا داد. پس با این حال، چگونه میتوانم آه بکشم؟
هوش مصنوعی: اگر من آهی از دل بکشم، تمامی دو جهان در مقایسه با آن مثل انگشتی میشود.
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه از دل خود آتشین بدم، میتوانم در همان لحظه، صد سپاه دشمن را دفع کنم.
هوش مصنوعی: دل من مانند دریایی از خون است که مانند موج در حال تلاطم است؛ من نیز در این دریا حرکت میکنم و با آن موجها غرق میشوم.
هوش مصنوعی: وقتی موج خون از حد بگذرد، یعنی شدت احساسات و درد درونم افزایش یابد، آنقدر اشک میریزم که این خون دل به چشمهایم میآید.
هوش مصنوعی: چنان اشکی از چشمم میریزیم که بتوانم بسیاری از مردم را به غم و اندوه دچار کنم.
هوش مصنوعی: اگر به اطرافم نگاه کنم، میبینم که عالم، مانند رودخانهای از خون وجود خودم را پر کرده است.
هوش مصنوعی: با این وضعیت شگفتانگیز، عجب است که با این حال به عبادت مشغول شوم؛ زیرا در حقیقت، آن را گناه میدانم.
هوش مصنوعی: هیچ کسی از من بینواتر و نیازیافتهتر نیست، هرچند که من ادعا کنم که پادشاه هستم.
هوش مصنوعی: هیچکس اجازهٔ ورود به گلخن (محل جمعآوری و نگهداری گل و خاک) را به من نمیدهد، اما من تصمیم دارم که به بارگاه (مقام و جایگاه بلند) برسم.
هوش مصنوعی: آب چاه برای من شربت نیست و با این حال تصمیم دارم که به مقام و منزلت بزرگی برسم.
هوش مصنوعی: من همچون لالهای گلی هستم که در خون غوطهور است و به همین دلیل نمیتوانم افکار و حرفهای خود را دربارهٔ سر و کلاهم بیان کنم.
هوش مصنوعی: من به احترام فرید، که شاعر بزرگ ایرانی است، سر تعظیم فرود میآورم. اکنون مانند گیاه باید سر به زیر داشته باشم و فروتنی کنم.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای به چهرهاش نگاه کنم، مثل عطار، که مجذوب عشق است، غرق در عشق میشوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
از شکر توشههای راه کنم
تا شکر ریز بزم شاه کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.