از می عشق تو مست افتادهام
بر درت چون خاک پست افتادهام
مستیم را نیست هشیاری پدید
کز نخستین روز مست افتادهام
در خرابات خراب عاشقی
عاشق و دردیپرست افتادهام
توبه من چون بود هرگز درست
کز ملامت در شکست افتادهام
نیستی من ز هستی من است
نیستم زیرا که هست افتادهام
میتپم چون ماهیی دانی چرا
زانکه از دریا به شست افتادهام
بی خودم کن ساقیا بگشای دست
زانکه در خود پای بست افتادهام
دست دور از روی چون ماهت که من
دورم از رویت ز دست افتادهام
این زمان عطار و یک نصفی شراب
کز زمان در نصف شست افتادهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجربیات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او از مستی حاصل از عشق سخن میگوید و احساس سرگشتگی و از خود بیخود شدن را توصیف میکند. او در خرابات عشق، بیهشیاری و شکست خود را در توبه و ملامت میبیند. شاعر با تصاویری از دوری و فراق، نشان میدهد که چگونه از هستی خود فاصله گرفته و در جستجوی وصال محبوب، به حالت مستی و بیخودی رسیده است. در نهایت، او درخواست کمک از ساقی دارد تا این حالت لاک و دوری را پشت سر بگذارد.
هوش مصنوعی: من از عشق تو مست شدهام و مانند ذرهای خاک حقیر، در برابر در خانت افتادهام.
هوش مصنوعی: من به قدری در عشق تو مست و بیخبرم که از زمانی که مست شدم، هیچ هشیاری و آگاهی برایم باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: در میخانه عشق، من که خراب شدهام، عاشق و غمخوار درد هستم.
هوش مصنوعی: توبه من هرگز صحیح نبوده، زیرا به خاطر ملامت و سرزنش، به حالتی ناامیدی و شکست رسیدهام.
هوش مصنوعی: وجود من از حالت وجودم است منتها نیستم، زیرا که به خاطر هستیام، دچار سقوط شدهام.
هوش مصنوعی: من مثل ماهی که از دریا به کناره افتاده، میلرزم و تپش دارم؛ میدانی چرا؟ چون در خشکی و دور از آب ماندهام.
هوش مصنوعی: ای ساقی، مرا بیخود کن و در را بگشا، زیرا من در خود گرفتار شدهام و نمیتوانم آزاد شوم.
هوش مصنوعی: مقدار دوری از چهرهٔ تو را به اندازهٔ دوری دستم از روی تو میدانم، چون دست من از چهرهٔ زیبای تو فاصله دارد، من هم از نظرت دور افتادهام.
هوش مصنوعی: در این لحظه، عطار و حدود یک و نیم جام شراب در دست دارم و به خاطر گذر زمان، دیگر حالتی ندارم و به زمین افتادهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دایماً بی باده مست افتادهام
کز چنان باطن بدست افتادهام
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.