اگر دلم ببرد یار دلبری رسدش
وگر بپروردم بندهپروری رسدش
ز بس که من سر او دارم از قدم تا فرق
گرم چو شمع بسوزد به سرسری رسدش
سفید کاری صبح رخش جهان بگرفت
چو شب به طره طلسم سیهگری رسدش
چو آفتاب رخش نور بخش اسلام است
اگر ز زلف نهد رسم کافری رسدش
چو پشت لشکر حسن است روی صف شکنش
اگر به عمد کند قصد لشکری رسدش
بدید بیخبری روی او و گفت امروز
به حکم با مه گردون برابری رسدش
صد آفتاب مرا روشن است کین ساعت
نطاق بسته چو جوزا به چاکری رسدش
چو هست چشمهٔ حیوان زکاتخواه لبش
اگر قیام کند در سکندری رسدش
سکندری چه بود با لب چو آب حیات
که گر چو خضر رود در پیمبری رسدش
فرید چون ز لب لعل او سخن گوید
نثار در و گهر در سخنوری رسدش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و احساسات خود را نسبت به او توصیف میکند. او از دلباختگیاش میگوید و تأثیر عواطفش را بر زندگی خود نشان میدهد. معشوق، با زیباییاش، همچون خورشیدی است که روشنایی و زندگی به او میبخشد و شاعر را به شوق وادار میکند. او با استعارههای مختلف، زیبایی و جذابیت معشوق را به تصویر میکشد و این احساس را که چگونه عشق میتواند روح را زنده کند، بیان میکند. شاعر در انتها به غور در کلام معشوق اشاره میکند که با هر سخن، به او جواهرات معنوی میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر محبوبم دل مرا ببرد، به او دلبری میرسد و اگر من او را پرورش دهم، به مرتبهٔ بندهپروری میرسد.
هوش مصنوعی: از آنجایی که من همیشه به یاد محبوبم هستم و محبت او در وجودم نفوذ کرده، مثل شمع در حال سوختن هستم و در این وضعیت، او به سادگی و سریع به ذهنم میآید.
هوش مصنوعی: سفیدی صبح که چهرهٔ جهان را روشن کرده مثل شب به طرهٔ سیاه موهای او که طلسمگونه است، میرسد.
هوش مصنوعی: روشنایی و زیبایی چهرهاش مانند آفتاب است و این چهره، نور و روشنی بخش دین اسلام است. اما اگر او زلفش را به گونهای بیافکند که به نشانهٔ کفر باشد، این نور و زیبایی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: اگر روی حسن، مانند پشت لشکر باشد و از آن حمایت کند، حتی اگر به عمد نیت لشکری کند، دشمنان نیز در برابر او شکست خواهند خورد.
هوش مصنوعی: دید بیخبری چهرهی او را و گفت امروز به فرمان زمین و آسمان به مرتبهای میرسد که برابر با ماه میشود.
هوش مصنوعی: چندین آفتاب برای من روشنایی میآورد، اما در این لحظه که ساعت به دلیل بسته بودن نقال (ساعتی قدیمی) به حالت سکوت درآمده، خواستهای مثل کسی که در درد و رنج است (چاکری) به سراغ او میآید.
هوش مصنوعی: اگر لب چشمهٔ حیات (چشمههای زندهکننده) از کسی درخواست زکات (کمک و صدقه) کند، آن شخص با ایستادن و مقاومت در برابر این درخواست به مقام سکندری (نقش و مقام سکندر که نماد قدرت و عظمت است) خواهد رسید.
هوش مصنوعی: سکندر (سکندری) چه ارتباطی با لب (خشکی) دارد در حالی که لب مانند آب حیات است و اگر مانند خضر (پیامبر) به آب (زندگی) برسد، به نبوت (هدایت و مقام بلند) دست مییابد.
هوش مصنوعی: فرید، هنگامی که از لبان لعل او (مقصود، محبوب یا معشوق است) سخن میگوید، مانند نثار کردن گوهر و جواهر در سخن خود، سخنانی باارزش و زیبا بهثمر میرساند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.