پیر ما بار دگر روی به خمار نهاد
خط به دین برزد و سر بر خط کفار نهاد
خرقه آتش زد و در حلقهٔ دین بر سر جمع
خرقهٔ سوخته در حلقهٔ زنار نهاد
در بن دیر مغان در بر مشتی اوباش
سر فرو برد و سر اندر پی این کار نهاد
درد خمار بنوشید و دل از دست بداد
میخوران نعرهزنان روی به بازار نهاد
گفتم ای پیر چه بود این که تو کردی آخر
گفت کین داغ مرا بر دل و جان یار نهاد
من چه کردم چو چنین خواست چنین باید بود
گلم آن است که او در ره من خار نهاد
باز گفتم که اناالحق زدهای سر در باز
گفت آری زدهام روی سوی دار نهاد
دل چو بشناخت که عطار درین راه بسوخت
از پی پیر قدم در پی عطار نهاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر داستان پیر و عطار را روایت میکند که در جستجوی حقیقت و عشق در زندگی خود دچار تردید و چالشهای زیادی شدهاند. پیر در حالتی خمار بر میخیزد و به جمع مغان میپیوندد، به انتقاد از دین و شعائر آن میپردازد. در این حال، او با دیدن دردهای عشق و داغ دل، به فرآیند سوختن خویش اعتراف میکند و از عطار میخواهد تا در این راه قدم بگذارد و حقیقت را بشناسد. در نهایت عطار نیز به دنبالهروی پیر میپردازد و در این مسیر به خودآگاهی و حقیقت نزدیکتر میشود.
هوش مصنوعی: پیر ما دوباره به حال مستی روی آورد و نشان دینداری را کنار گذاشته و از روی کفر سر خود را به علامت تسلیم به زمین نهاد.
هوش مصنوعی: پیر ما، که نمایندهٔ عرفان و دیانت است، خرقهای که آتش گرفته را به نشانهٔ تردید در دین به عنوان زینتی به دور کمر عدهای از مردم غیر دیندار میبندد. این تصویر نشاندهندهٔ مخالفت یا انتقاد او از وضعیت دینی و اجتماعی آن زمان است.
هوش مصنوعی: در کنار معبد مغان، در میان جمعی از افراد ناباب، سرش را زیر برد و به دنبال این کار رفت.
هوش مصنوعی: در اثر مصرف شراب، او دچار درد و غم سنگینی شده و از دستش میرود. این حالت او باعث میشود که مراکز شلوغ و پر سر و صدا را ترک کند و به سمت بازار برود، در حالی که در حال ناله و فریاد است.
هوش مصنوعی: به پیر (راهنما یا مرشد) گفتم چرا این وضعیت را برای من به وجود آوردی؟ او پاسخ داد که این داغ عمیق را یار (عشق) بر دل و جان من گذاشته است.
هوش مصنوعی: من چه کردهام که او اینگونه خواسته است، پس باید چنین باشد. من تنها گلی هستم که او در مسیر من، خارها را قرار داده است.
هوش مصنوعی: باز گفتام که من حقیقت را شناختهام و روح خود را آزاد کردهام. او نیز جواب داد که بله، حقیقت را شناختهام و روی به سوی مرگ یا فنا آوردهام.
هوش مصنوعی: دل وقتی فهمید که عطار در این راه عشق سوخته است، از پی پیر (مربی یا استاد) به دنبال عطار رفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.