گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای بی نشان محض نشان از که جویمت

گم گشت در تو هر دو جهان از که جویمت

تو گم نه‌ای و گمشدهٔ تو منم ولیک

تا یافت یافت می‌نتوان از که جویمت

دل در فنای وحدت و جان در بقای صرف

من گمشده درین دو میان از که جویمت

پیدا بسی بجستمت اما نیافتم

اکنون مرا بگو که نهان از که جویمت

چون در رهت یقین و گمانی همی رود

ای برتر از یقین و گمان از که جویمت

در بحر بی نهایت عشقت چو قطره‌ای

گم شد نشان مه به نشان از که جویمت

تا بود که بویی از تو بیابد دلم چو جان

بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت

در جست و جوی تو دلم از پرده اوفتاد

ای در درون پردهٔ جان از که جویمت

عطار اگرچه یافت به عین یقین تورا

ای بس عیان به عین عیان از که جویمت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

داریوش گودرزى نوشته:

بیت هفتم به این شکل صحیح است:

تا بو که بویی از تو بیابد دلم چو جان
بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت؟

👆☹

علی وکیلی نوشته:

مصراع دوم از بیت دوم باید اصلاح شود:
نایافت یافت می نشود

👆☹

علی وکیلی نوشته:

با پوزش، دیدگاه قبلی خود را ویرایش می کنم. فقط کلمه اول مصراع دوم نیاز به تصحیح دارد:

نایافت یافت می نتوان، از که جویمت

منظور فقط “نایافت” در ابتدای مصراع بود که در اکثر صفحات اینترنتی “تا یافت” درج شده است که معنی نمی دهد.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید