زنی بد پارسا، شویش سفر کرد
نه شویی و نه برگی داشت در خورد
یکی گفتش بتنهایی و خواری
نه نانی نه زری چون میگذاری
زنش گفتا که تنها نیستم من
که اندر قربت مولیستم من
مرا بی شوی روزی به شود راست
که روزی خواره شد روزی ده اینجاست
تو ای مرد از زنی کم مینمایی
چنینی و آی تو در وا چرایی
زناشایست و شایست من و تو
بلاست این بیش وایست من و تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: زنی برای سفر به دور از شوهرش رفت، بدون اینکه همراه و برگی داشته باشد. کسی به او گفت که در تنهایی و فقر قرار دارد، اما او پاسخ داد که تنها نیست؛ زیرا مولایش در نزدیکی اوست. او امیدوار بود که روزی بدون شوهرش به خوبی برسد و یادآوری کرد که مرد باید از زن کم نیاورد. این وضعیت زناشویی را ناحق دانست و بر دردناک بودن این حقیقت تأکید کرد.
هوش مصنوعی: زنی که نیکوکار نیست، وقتی شوهرش سفر میرود، نه از او خبری میرسد و نه چیزی برای خوردن و زندگی دارد.
هوش مصنوعی: یک نفر به او گفت: در تنهایی و ذلت، نه نانی داری و نه پولی، چرا در این شرایط زندگی میکنی؟
هوش مصنوعی: همسرش گفت: "من در اینجا تنها نیستم، زیرا در نزدیکیام معلم و راهنمایی وجود دارد."
هوش مصنوعی: روزی آنقدر به تو وابسته میشوم که به یاد تو هر روز صبح زود بیدار میشوم، چرا که روزی هم خودت در جایی که باید، به یاد من بیدار خواهی شد.
هوش مصنوعی: ای مرد، تو در مقایسه با یک زن خیلی کمتر به نظر میرسی، زیرا در حالتهای مختلف خود را نشان میدهی.
هوش مصنوعی: این دنیا برای ما که به هم نمیرسیم، پر از مشکلات و دردسرهاست. ما باید با این واقعیت زندگی کنیم که مشکلات ما ناشی از ناهماهنگی میان ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.