گنجور

شمارهٔ ۳۲

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز بلبل لحن موسیقار داشت

دعوی دیدار موسی وار داشت

گل بگلزار آتش از رخسار زد

یعنی آتش نخل عاشق بار داشت

عشق او خونخوار بوده است و بود

نی همین منصور را بردار داشت

مصحف رخسار اگر بنموده است

در برابر گیسوی زنار داشت

زان شب عالم تمامی روز کرد

زین دگر روز جهان تار داشت

نی همین در کار جانبازی ست دل

عالمی را عشق بر این کار داشت

گر خرد آرد کلیمی لیک عشق

صد چو موسی طالب دیدار داشت

معنیش را رجعت و تکرار نیست

گر به صورت رجعت و تکرار داشت

باز شد با هر گدائی همنشین

پادشاهی کو ز شاهان عار داشت

زان لبم هر دم شفائی میرسد

چشم بیمارش گرم بیمار داشت

تا چه واقع شد که با صد ناز باز

کشتن اسرار را اصرار داشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور