گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

جانا من و تو نمونهٔ پرگاریم

سر گر چه دو کرده‌ایم یک تن داریم

بر نقطه روانیم کنون چون پرگار

در آخر کار سر بهم باز آریم

قطران تبریزی

ما دل ز وفا و مهر تو برداریم

بر آب نگار بی هده ننگاریم

ما دل بهوای آن کسی نسپاریم

کز صحبت او بچشم مردم خواریم

مولانا

امشب که حریف دلبر دلداریم

یارب که چها در دل و در سر داریم

یک لحظه گل از چمن همی افشانیم

یک دم به شکرستان شکر میکاریم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
شیخ بهایی

هر چند که رند کوچه و بازاریم

ای خواجه مپندار که بی‌مقداریم

سری که به آصف سلیمان دادند

داریم، ولی به هرکسی نسپاریم

مشتاق اصفهانی

اکنون نه ز نخل عشق برخورداریم

وز دیده برنگ شمع آتش باریم

در کوره غم بسان آتش‌کاران

ما سوخته و برشته این کاریم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه