چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
مطلق و بی تعینم، من نه منم، نه من منم
نورم ونار و ظلمتم وحدت صرف و کثرتم
بحر محیط رحمتم، من نه منم، نه من منم
طایر لامکان منم، از همه بی نشان منم
فاش منم، نهان منم، من نه منم، نه من منم
برزخ کفر و دین منم، برتر ازآن واین منم
شک چه بود یقین منم، من نه منم، نه من منم
نام منم، نشان منم، دور منم، زمان منم
جان همه جهان منم، من نه منم، نه من منم
بحر شدم، نه قطره ام، مهر شدم، نه ذره ام
دانه و کشت و بهره ام، من نه منم، نه من منم
وارث علم حیدرم، ساقی حوض کوثرم
گنج نهان و ظاهرم، من نه منم، نه من منم
دیده دل معاینه دیده که شخص و آینه
جمله منم، هر آینه من نه منم، نه من منم
پیش تو گر اسیریم، دان که ز خویش فانیم
من چو بدوست باقیم، من نه منم، نه من منم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی عمیق و عرفانی است که شاعر به تفکر درباره ماهیت وجود و هویت خود پرداخته است. او در تلاش است تا از دوقطبیهای ظاهری مانند وجود و عدم، من و دیگران، و همچنین از مرزهای زمان و مکان فراتر برود. شاعر خود را نه به عنوان یک فرد محدود، بلکه به عنوان موجودی بینهایت و مرتبط با کل وجود معرفی میکند. او به وحدت وجودی که فراتر از تقسیمات معمول است، اشاره میکند و نشان میدهد که در حقیقت همه چیز یکجا در هم تداخل دارند و یکی هستند. این مفهوم میتواند به نوعی از خودگذشتگی و تسلیم در برابر هستی و خداوند تعبیر شود. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هویت واقعی او فراتر از نام و نشانهای دنیوی است.
هوش مصنوعی: وقتی به خودم نگاه میکنم، متوجه میشوم که من نه کاملاً به وجودم وابستهام و نه به جسم و جانم. در حقیقت، من هیچ تعیینی ندارم و احساس میکنم که فراتر از خودم هستم و دیگر نمیتوانم خودم را به عنوان یک "من" جدا از دیگران تعریف کنم.
هوش مصنوعی: من نوری هستم که در عین حال آتش و ظلمت هم دارم، تمام اینها در وحدت و کثرتی فراگیر وجود دارند. رحمت من مانند دریایی وسیع است، من دیگر خودم را نمیشناسم و نمیدانم که واقعاً کیستم.
هوش مصنوعی: من پرندهای هستم که در هیچ مکان خاصی قرار ندارم، هیچ نشانی از من نیست. من آشکار و پنهان هستم، و در واقع نمیتوان گفت که من چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: من در میانهی کفر و ایمان قرار دارم و فراتر از این دو احساس میکنم. شکی در ایمانم نیست، چرا که احساس میکنم وجودی فراتر از خودم دارم. من همان چیزی نیستم که بهطور معمول خود را مینامم.
هوش مصنوعی: من نمایانگر هویت و ظاهرم، در حالتی دور و در برههای از زمان وجود دارم. من روح و جان جهان هستم، اما در عین حال، خودم را نادیده میگیرم و فراتر از خودم هستم.
هوش مصنوعی: من به دریایی تبدیل شدم، نه فقط یک قطره؛ به عشق و محبت رسیدم، نه تنها یک ذره. من نماد کشت و برداشت هستم، اما دیگر خود را نخواهم شناخت؛ من نه چیزی از خودم هستم، و نه فقط به من اشاره میکنم.
هوش مصنوعی: من وارث دانش و علم امام علی هستم و کسی هستم که از حوض کوثر سیراب میکند. درون من گنجی پنهان و در عین حال آشکار وجود دارد و در واقع من چیزی بیشتر از خودم هستم.
هوش مصنوعی: چشمان دل میبیند که هم شخص و هم آینه در واقع نشاندهنده خود من هستند. اما در واقعیتی دیگر، من آنچه که فکر میکنم نیستم، نه من همان من هستم که به آن میاندیشم.
هوش مصنوعی: اگر در حضورت اسیریم، بدان که از خودمان رها شدهایم. من به مانند کسی که با دوستش هستم، باقیام، نه اینکه به هویت خود وابستهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.