ساقیا می ده که هشیارم کند
مستیش زین خواب بیدارم کند
زان میی کارد خمارش نیستی
فارغ از هستی و پندارم کند
در صفای او نماید روی یار
صاف و پاک از زنگ اغیارم کند
زان شرابی ده که شادی آورد
وز غم کونین بیزارم کند
شد پیاپی جام ما در دایره
تا که سرگردان چو پرگارم کند
مست و بیخود سازدم منصور وار
چون همی خواهد که بردارم کند
جرعه زان می اسیری گو بنوش
تا چو مولانا و عطارم کند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به طلب شراب و حال و هوای خوش میپردازد و از ساقی میخواهد که او را هشیار و از خواب غفلت بیدار کند. او به زیبایی و صفای مینازید و از آن میخواهد که او را فارغ از پندارهای دنیا سازد و غم را از دلش بزداید. شاعر در حال پرسهزنی و سرگردانی است و حس مستی و خودسازی را همچون منصور (حلاج) احساس میکند. او با اشاره به بزرگانی چون مولانا و عطار به جستوجوی معنوی و لذت از شراب معرفت دعوت میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً شراب را به من بده که مرا هوشیار کند و از این خواب غفلت بیدارم سازد.
هوش مصنوعی: از آن می که او را مست کرده، دیگر از وجود و اندیشهام بیخبرم.
هوش مصنوعی: در زیبایی او، چهره محبوبم به وضوح و با خلوص دیده میشود و از کدورتهای دیگران دور است.
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی یعنی شراب بنوش که شادی به ارمغان بیاورد و مرا از غمهای این جهان رها کند.
هوش مصنوعی: جام ما به طور مداوم در حال چرخش است و من مانند یک پرگار سرگردان شدهام.
هوش مصنوعی: من از شدت شوق و عشق به حالتی مست و بیخود درآمدم، مانند منصور که میخواست خود را فدا کند.
هوش مصنوعی: نوشیدن از آن شراب موجب میشود که تو هم مانند مولانا و عطار به وصال حقیقت و عشق دست یابی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گه غریق بحر انوارم کند
گه اسیر قید پندارم کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.