ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد
منت عالم بهر جامی به مستان می نهد
زان شراب بیخودی دریاب جانم را که چون
مست گردد از خمار هستی خود وارهد
هرزمان صد جان تازه یابد از دیدار دوست
هرکه جان و دل بهای نقد وصلش می دهد
آن امانت کز زمین و آسمان آمد دریغ
جان آدم زان امینش شد کامانت وا دهد
در هوای او اسیری از خودی آمد برون
همچو آن مرغی که از بند قفس ناگه جهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به سراغ ساقی میرود تا از او شرابی بگیرد که روح و جانش را از خمار و خستگی رها کند. او میگوید که هرکسی که جان و دلش را برای وصال دوست میگذارد، از عشق و دیدار او صدها جان تازه مییابد. همچنین شاعر اشاره میکند که امانتی از زمین و آسمان به او داده شده که باعث آزادی او از قید و بند خودی میشود، مانند پرندهای که ناگهان از قفس میگریزد. این اشعار به تجربههای عرفانی و آزادی روح در عشق و وصال اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر تو به ما شرابی بدهی که از دستهای تو برمیخیزد، پس دنیا برای مستان چقدر زیبا و دلنشین است.
هوش مصنوعی: از آن شراب بیخودی جانم را درک کن، زیرا وقتی که از حال طبیعی خود مست شود، از تلخی و درد زندگی رها میشود.
هوش مصنوعی: هر زمانی که کسی با دوستش ملاقات میکند، زندگی و انرژی تازهای به دست میآورد. این موضوع به شرطی است که فرد، جان و دل خود را برای رسیدن به وصال دوستش به قیمت واقعی آن بپردازد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن چیزی که از عالم زمین و آسمان به آدمی داده شده، یعنی جان و روح او، بهعنوان یک امانت است. این امانت از سوی خداوند به انسان سپرده شده و بر این اساس، آدمی باید به خوبی از آن محافظت کند و در انجام وظایف و مسئولیتهایش نسبت به آن کوشا باشد.
هوش مصنوعی: در حالتی که به عشق او گرفتار شدهام، به طریقی ناگهان از خودم آزاد شدم، مانند مرغی که به یکباره از قفس خارج میشود و پرواز میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.