کاش آن شوخ جفا پیشه وفائی بکند
با من بیدل و آرام صفائی بکند
چون طبیب دل بیمار جهانست بتم
گو بیک بوسه مرا نیز دوائی بکند
چه شود گر دل بیمار مرا شاه جهان
از شراب لب جانبخش شفائی بکند
در ازل چونکه جفا لازم خوبی آمد
راضیم آن صنم ازجور و جفائی بکند
وصل دلدار اسیری بدعا خواه مدام
تا مگر حق زکرم فضل و عطائی بکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ امید و آرزوهای شاعر است. شاعر از معشوقهٔ خود میخواهد که به او وفا کند و با او مهربان باشد. او به عشق و درد دل خود اشاره میکند و میگوید که معشوق میتواند با یک بوسهٔ شفا بخشد. شاعر از پذیرش جفا و سختیهایی که از معشوق میبیند، سخن میگوید و در نهایت دعا میکند که خداوند به او و عشقش لطف کند و راهی برای وصال فراهم آورد.
هوش مصنوعی: ای کاش آن فرد بازیگوش و بیرحم، به من وفاداری نشان دهد و دل مرا با آرامش و صفا پر کند.
هوش مصنوعی: چون پزشک دلهای بیمار در جهان است، بگو با یک بوسه، برای من نیز درمانی بیافریند.
هوش مصنوعی: چه آسیبی دارد اگر شاه جهان با شراب دلنواز خود، دلی بیمار مثل من را شفا دهد؟
هوش مصنوعی: در آغاز، زمانی که بیمهری ضروری بود، من راضی هستم که آن دلبر از ظلم و بیمحلی بگذراند.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصال محبوب، با دعا و درخواست مداوم سعی کن، شاید خداوند به واسطهی ذکر و یاد تو، لطف و بخشش خود را نازل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنکه هر شب به دلم آید و جایی بکند
چه شود روزی، اگر یاد گدایی بکند
شهر شوریده و او رو ننماید، چه نکوست؟
من ازان روز بترسم که بلایی بکند
مست و شمشیر کشان بر سرم آید هر روز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.