حالیا رفتیم یاران خیرباد
با دل بریان و سوزان خیرباد
همچو تن کو دور ماند از روان
از تو دور افتادم ای جان خیرباد
با هزاران رنج و محنت زین دیار
میرویم اکنون عزیزان خیرباد
یادگاری می بریم از کوی تو
سینه داغ و چشم گریان خیرباد
صد هزاران ناله آید از دلم
دم بدم از سوز هجران خیرباد
چون جدا افتادم از زلف خوشت
زان سبب گشتم پریشان خیرباد
ای اسیری با شه خوبان بگو
خان و مانم گشت ویران خیرباد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وداع با دوستان و عزیزانش اشاره میکند و از درد و رنج دوری از آنها میگوید. او احساساتی عمیق از دل شکسته و اشکهای ریخته شده را بیان میکند و از جدایی خود از معشوقش به شدت ناراحت است. این جدایی باعث پریشانی و ویرانی زندگیاش شده است. در نهایت، او یادگارهایی از دیار محبوبش به همراه میبرد، هرچند دلش پر از غم و اندوه است.
هوش مصنوعی: اکنون وداع با دوستان داریم، در حالی که دل ما پر از آتش و داغی است.
هوش مصنوعی: مانند بدنی که از جان دور میماند، من نیز از تو دور افتادم، ای جان، خوشبختی بر تو باد.
هوش مصنوعی: با زحمت و سختیهای فراوان از این سرزمین میرویم، اکنون خداحافظی با عزیزانمان.
هوش مصنوعی: ما از کوی تو یادگاری میآوریم که قلبمان سوخته و چشمانمان پر از اشک است. خداحافظیمان تلخ و غمانگیز است.
هوش مصنوعی: دل من از غم دوری و فراق، هر لحظه صداهای بسیاری را سر میدهد و به شدت آتشبیخود میشود.
هوش مصنوعی: وقتی از زیبایی تو دور شدم، به همین خاطر دچار آشفتگی و سردرگمی شدم.
هوش مصنوعی: ای اسیر، با آن شاهزادگان زیبا بگو که خانه و کاشانهام ویران شده است. خداحافظی نیکو باد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.