روی چو مهت کاینه جان و جهانست
حسنش ز همه ذره چو خورشید عیانست
عالم شده از نور رخت ظاهر و پیدا
در پرده هر ذره جمال تو نهانست
در ظاهر و باطن بیقین از همه رویی
عارف همه او بیند و جاهل بگمانست
در مذهب من نام و نشان جمله ترا بود
غیری که نباشد ز کجا نام و نشانست
خورشید حقیقی است که از کون و مکان تافت
عالم همه روشن شده از پرتو آنست
از عاشق دیوانه خبر جوی ز معشوق
کین زاهد افسرده هم از بیخبرانست
حسن رخ تو دید اسیری ز دو عالم
ای جان ز جهان او بجمالت نگرانست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و نور معشوق خود میپردازد و میگوید که چهرهاش جان و جهان را روشن کرده است. او اشاره میکند که حسن و زیبایی معشوق به مانند خورشید در همه جا مشهود است و هر ذرهای از عالم از نور محبوب پر شده است. شاعر میافزاید که در جهات ظاهری و باطنی، همه چیز به او مربوط میشود و عارفان او را به وضوح میبینند در حالی که جاهلان تنها با گمان او را درک میکنند. عشق به معشوق را به خورشید حقیقی تشبیه میکند که عالم را روشن کرده و زاهدان افسرده را از درک این حقیقت بازمیدارد. در پایان، او بیان میکند که زیبایی چهره معشوق نه تنها دل او را به تسخیر درآورده بلکه بر دل همه عاشقان تأثیرگذار است.
هوش مصنوعی: چهرهات مانند مه است و جان و جهان به زیبایی تو وابستهاند. حسن و زیباییات مانند خورشید درخشانی است که از هر ذرهای نمایانتر است.
هوش مصنوعی: جهان به برکت نور روی تو آشکار شده و در پس هر ذره، زیبایی تو مخفی است.
هوش مصنوعی: عاشق و عارف واقعی، در هر دو جنبه ظاهری و باطنی، حقیقت را میبیند و همه چیز را در وجود خداوند مییابد. اما شخص نادان، تنها به ظواهر و ظن و گمان تکیه دارد و نمیتواند درک عمیقتری از واقعیت داشته باشد.
هوش مصنوعی: در عقیدهی من، تمام ویژگیها و مشخصات توست، و اگر کسی غیر از تو وجود داشته باشد، دیگر از کجا میتوان به نام و نشانی صحبت کرد؟
هوش مصنوعی: خورشید واقعی، نوری است که از عالم و فضا میتابد و باعث روشنایی همه جا میشود و تمام موجودات از این نور بهرهمند هستند.
هوش مصنوعی: از عاشق دیوانه بپرس که چه حال و روزی دارد، زیرا زاهد بیخبر از عاشق واقعیت را نمیداند.
هوش مصنوعی: حسن چهره تو، چون نگریسته شده، دل اسیری را از دو جهان فریفته است، ای جان؛ او از دنیا به زیبایی تو سرکوفت کرده و حیران شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الْمِنَّةُ لِلّٰه که این ماهِ خزانست
ماهِ شُدن و آمدنِ راهِ رَزانست
از بسکه درین راهِ رز انگور کشانند
این راهِ رَز ایدون چو رهِ کاهکَشانست
چون قُوسِ قُزَح برگِ رَزان رنگبهرنگند
[...]
هجران تو ای شهره صنم باد خزانست
کاین روی من از هجر تو چون برگ رزانست
در طبع نشاطم طمع وصل چنانست
در باغ دلم باد فراق تو همانست
رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
زان راز خبر یافت کسی را که عیانست
او را ز پس پردهٔ اغیار دوم نیست
زان مثل ندارد که شهنشاه جهانست
گویند ازین میدان آن را که درآمد
[...]
صدر ثقة الدین کنف خلق جهانست
خاک دراو کعبهٔ اشراف زمانست
آراسته از طالع او روی سپهرست
افروخته از طلعت او صحن جهانست
در خدمت او تقویت خرد و بزرگست
[...]
ای دیده در آن شکل و شمایل نظری کن
گر زآنکه تو را آرزوی دیدن جانست
روئیست در آن چشم جهانی متحیر
زلفی که پریشانی احوال جهانست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.