این حکایت بشنو از پیر و مرید
تا که گردی در ار ا د ت بر مزید
شیخ دارانی که شیخ فقر بود
بو سلیمان نام و قطب عصر بود
یک مریدی داشت با صدق و صفا
بود احمد نام آن کان وفا
اتفاقاً بود روزی مجلسی
بو سلیمان حاضر و مردم بسی
شیخ گرم نکته های روحبخش
اهل مجلس را ز ذوقش نیز بخش
شیخ هر دم در معارف نکته ها
خوش همی گفتی به اخوان الصفا
آن مرید آمد به پیش شیخ دین
شیخ گرم معرفتهای یقین
گفت با شیخش تنورم سوختهست
در تنور آتش عجب افروختهست
آنچه می گویی بگو تا آن کنم
هر چه فرمایی مگر ز انسان کنم
شیخ مشغول سخن بود آن زمان
خود نگفت اورا چنین کن یا چنان
بار دیگر آن مر ی د دردمند
گفته را واگفت با شیخش بلند
گوییا دلتنگ شد آن شیخ دین
گفت او را رو در آن آش نشین
رفت از آنجا آن مرید با یقین
چون زمانی شد پس آنگه شیخ دین
با یکی گفتا که احمد را طلب
کو مگر اندر تنور است ای عجب
زانکه با من عهد بست آن با وفا
کو خلاف ما نجوید هیچ جا
چون نظر کردند آن مرد صبور
رفته بود و خوش نشسته در تنور
نی مر او را از چنان آتش گزند
نی یکی عضوش ز آتش دردمند
آتش ابراهیم را ریحان بود
لیک مر نمرود را سوزان بود
نی سر یک موی او شد سوخته
بلکه بد ز آتش چو شمع افروخته
اینچنین صدقی بباید مرد را
تا بیابد او دوا آ ن درد را
هر که را نبود ارادت این چنین
آن ارادت نیست مقرون با یقین
گر همی خواهی که یابی وصل یار
خویش را در راه مردان کن نثار
هر که باشد در ارادت استوار
از مریدی برخورد پایان کار
کو ارادت کو مرید اینچنین
تاکه گردد در طریقت راهبین
یک نظر منظور اهل دل شوی
به که بر بالای گنج زر شوی
گر همی خواهی که گردی کیمیا
باش مقبول دل اهل خدا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، داستانی از شیخی به نام بو سلیمان و مریدش احمد روایت میشود. احمد با صدق و صفای قلبی، از شیخ درخواست میکند تا به او بگوید چه کند. شیخ مشغول سخنرانی است و به خواسته او نمیپردازد، اما احمد به دلیل دلتنگی و عشق به معرفت، تصمیم میگیرد در تنور برود. وقتی شیخ متوجه میشود، او را در تنور مییابد که در آتش نشسته اما آسیبی به او نمیرسد. این نشاندهنده صدق و وفای احمد است که با ارادت خالصانهاش به شیخ، از آتش گزندی نمیبیند. در نهایت، حکایت به این نکته میرسد که ارادت واقعی و خالص باعث رسیدن به حقیقت و یاری خداوند میشود. کسی که چنین ارادتی داشته باشد، به وصل یار و حقیقت نزدیکتر میشود.
هوش مصنوعی: به سخنان بزرگترها و تجربههای آنها توجه کن، تا اینکه در مسیر ارادت و علاقهات پیشرفت کنی و به شناخت بیشتری برسی.
هوش مصنوعی: شیخی که در داران زندگی میکرد و دلی بینیاز داشت، شخصیتی به نام سلیمان بود که در زمان خود مانند قطب و مرکز توجه مردم بود.
هوش مصنوعی: یک مریدی با صداقت و پاکی به نام احمد داشت که نماد وفا بود.
هوش مصنوعی: روزی مجلسی به حضور سلیمان برگزار شد و مردم زیادی در آن گرد آمده بودند.
هوش مصنوعی: مدرس میخواهد با شور و شوق خود، نکات دلنشینی را که برای اهل مجلس جذاب است، به آنها منتقل کند.
هوش مصنوعی: شیخ هر لحظه نکات زیبا و آموزندهای را درباره معارف به دوستان خود میگفت.
هوش مصنوعی: آن پیرو به پیش استاد دین آمد و استاد مشغول آموزش حقایق قطعی و مطمئن بود.
هوش مصنوعی: او گفت که با شیخ (مربی یا استاد) خود گفتگو کرده و به او گفته است که تنورش (محل پخت نان) سوخته است، در حالی که در تنور آتش عجیبی شعلهور شده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که میگویی، بگو تا من آن را انجام دهم، هر چه که خواستهای باشد؛ اما این را بدان که نمیتوانم خودم را به آدمی تبدیل کنم.
هوش مصنوعی: شیخ در آن زمان مشغول صحبت بود و به او نگفتند که باید اینگونه یا آنگونه عمل کند.
هوش مصنوعی: بار دیگر آن مرد دردمند، سخنانش را با صدای بلند تکرار کرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن عالم دینی دلتنگ شده و به او میگوید که برود و در آن مخلوط نشسته و غصههایش را فراموش کند.
هوش مصنوعی: مرید با اعتماد به نفس از آنجا رفت و پس از مدتی، شیخ دین هم به راه افتاد.
هوش مصنوعی: با یکی صحبت میکرد که احمد را کجا باید پیدا کرد، شاید او در تنور باشد، واقعا عجب است!
هوش مصنوعی: چون که او با من پیمان وفاداری بسته است، جایی نخواهد بود که بخواهد به عهدش خیانت کند.
هوش مصنوعی: وقتی به آن مرد صبور نگاه کردند، دیدند که او رفته و خوشحال در درون تنور نشسته است.
هوش مصنوعی: من او را از آن آتش آسیب نمیرسانم و هیچ یک از اعضای او از آتش رنج نمیکشند.
هوش مصنوعی: آتش ابراهیم برای او گل و خوشبو بود، در حالی که برای نمرود، سخت و سوزان و دردآور بود.
هوش مصنوعی: سرو شیری که من به او دل بستهام، به خاطر عشقش چنان شعلهور شدهام که مانند شمعی میسوزم.
هوش مصنوعی: انسان باید اینقدر صادق و راستگو باشد تا بتواند درمانی برای دردهایش پیدا کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که ارادت و علاقهاش به این شکل نیست، این نوع ارادت همراه با اطمینان و یقین نیست.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال محبوبت برسی، باید در مسیر مردانگی و فداکاری قدم برداری.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دوستی و وفاداری ثابت قدم باشد، در نهایت از پیرویش بهرهمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که اراده و میلت به حق باشد و در جستجوی سلوک و راه دینداری برآید، باید خود را برای این مسیر آماده کند و با خلوص نیت و تلاش در این راه گام بردارد.
هوش مصنوعی: اگر یک نگاه واقعی و عمیق از جانب افرادی که به احساسات و معنای زندگی اهمیت میدهند به تو بیفتد، بهتر از آن است که در بالای یک گنج طلای بزرگ باشی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در نظر مردم خداپسند ارزشمند و گرامی باشی، باید همچون طلا و کیمیا درخشان و خالص باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.