گنجور

 
علی اشتری

از راه کوی عشق تو گر پا کشم خطاست

یا دست از آن دو زلف چلیپا کشم خطاست

تا در مقابلم سر و رویت مجسم است

گر سوی ماه، دست تمنا کشم خطاست

تا خود بروی ما در میخانه باز شد

گر رخت سوی صومعه زانجا کشم خطاست

در گلشنی که بر سر هر غنچه بلبلی است

من مست اگر بچهره گل پاکشم خطاست

زاهد براه کعبه، مغیلان چو پیش پاست

گر کفش پرنیان تو در پا کشم خطاست

ایندل که از زمانه بخاک دری خوش است

بیهوده اش بلانه عنقا کشم خطاست

گر از کنار خانه شیرین ز بیستون

فرهاد را بدرگه کسری کشم خطاست

 
 
نسکبان اندروید