پیش رویت گر بمیرم، زندگی از سر بگیرم
جان ز سر خواهم، بیا تا پیش چشمانت بمیرم
تا مرا نیروست در تن، غیر درگاهت نخواهم
تا مرا دستی است بر دل، غیر دامانت نگیرم
خفتی و هرگز نخفته، چشمم از سودای عشقت
رفتی و هرگز نرفته، عشقت از لوح ضمیرم
ای طبیب! از سر برو، رنجم مده، آزار کم کن
کاشنای درد عشقم، از تو درمان کی پذیرم؟
گوکه جانم وا رهاند، وز در خویشم نراند
کز همه عالم گزیرم هست و از او ناگزیرم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نذر کردم گر ز دست محنت هجران نمیرم
آستانت را ببوسم، آستینت را بگیرم
نه به جز نام لب لعل تو ذکری بر زبانم
نه به جز یاد سر زلف تو فکری در ضمیرم
در همه ملکی بزرگم من که در دستت زبونم
[...]
گر همیبارد به سر شمشیر، چون ابرِ مَطیرم
جمله را در ادعایِ دوستی منتپذیرم
وز خَمِ چوگان تسلیم و رضایت، سر نگیرم
نیست جز بادِ وصالت آرزویی در ضمیرم
باز ز ابروی کمان و نوک مژگان زد به تیرم
بار الها چارهای کن سخت در چنگش اسیرم
دست از پا پیش شمشیرش خطا کردن نیارم
نیستم ز امرش گریزان وز قبولش ناگزیرم
ناوک تیر تو گر صد بار از پستان مادر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.