پیش رویت گر بمیرم، زندگی از سر بگیرم
جان ز سر خواهم، بیا تا پیش چشمانت بمیرم
تا مرا نیروست در تن، غیر درگاهت نخواهم
تا مرا دستی است بر دل، غیر دامانت نگیرم
خفتی و هرگز نخفته، چشمم از سودای عشقت
رفتی و هرگز نرفته، عشقت از لوح ضمیرم
ای طبیب! از سر برو، رنجم مده، آزار کم کن
کاشنای درد عشقم، از تو درمان کی پذیرم؟
گوکه جانم وا رهاند، وز در خویشم نراند
کز همه عالم گزیرم هست و از او ناگزیرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.