از آن چو شمع سراپا در انجمن سوزم
که بزم غیر منور شود چو من سوزم
سیاه بختم و از جور آفرینش بین
که همچو لاله خود از داغ خویشتن سوزم
بدست برق حوادث در این بهار نگر
که همچو غنچه نشکفته در چمن سوزم
اگر بشکوه گشایم لب از شکنجه عشق
ز سوز سینه خود رشته سخن سوزم
شکسته ناله و آتش زبان و خاموشم
مباد کاز سخنی جان انجمن سوزم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.