گنجور

 
علی اشتری

از آن چو شمع سراپا در انجمن سوزم

که بزم غیر منور شود چو من سوزم

سیاه بختم و از جور آفرینش بین

که همچو لاله خود از داغ خویشتن سوزم

بدست برق حوادث در این بهار نگر

که همچو غنچه نشکفته در چمن سوزم

اگر بشکوه گشایم لب از شکنجه عشق

ز سوز سینه خود رشته سخن سوزم

شکسته ناله و آتش زبان و خاموشم

مباد کاز سخنی جان انجمن سوزم

 
 
نسکبان اندروید